durations

[ایالات متحده]/djuːˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/dʊˈreɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌هایی که در آن چیزی ادامه دارد؛ مدت زمانی که چیزی طول می‌کشد؛ زمانی که صدایی نگه داشته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

short durations

مدت‌های کوتاه

long durations

مدت‌های طولانی

varying durations

مدت‌های متغیر

fixed durations

مدت‌های ثابت

equal durations

مدت‌های مساوی

maximum durations

حداکثر مدت

minimum durations

حداقل مدت

specified durations

مدت‌های مشخص‌شده

appropriate durations

مدت‌های مناسب

overall durations

مدت کلی

جملات نمونه

we need to track the durations of each task.

ما نیاز داریم مدت زمان هر کار را پیگیری کنیم.

different activities have varying durations.

فعالیت‌های مختلف دارای مدت زمان متفاوتی هستند.

he measured the durations of the experiments carefully.

او به دقت مدت زمان آزمایش‌ها را اندازه‌گیری کرد.

long durations can lead to fatigue.

مدت زمان طولانی می‌تواند منجر به خستگی شود.

she prefers shorter durations for meetings.

او ترجیح می‌دهد مدت زمان جلسات کوتاه باشد.

we should compare the durations of these two films.

ما باید مدت زمان این دو فیلم را با هم مقایسه کنیم.

durations of workouts can affect fitness results.

مدت زمان تمرینات می‌تواند بر نتایج تناسب اندام تأثیر بگذارد.

he recorded the durations of his runs.

او مدت زمان دویدن‌های خود را ثبت کرد.

different songs have different durations.

آهنگ‌های مختلف طول‌های متفاوتی دارند.

she analyzed the durations of customer visits.

او مدت زمان بازدید مشتریان را تجزیه و تحلیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید