| جمع | dustcloths |
clean dustcloth
پارچه تمیز
soft dustcloth
پارچه نرم
dry dustcloth
پارچه خشک
wet dustcloth
پارچه مرطوب
microfiber dustcloth
پارچه میکروفایبر
lint-free dustcloth
پارچه بدون پرز
dustcloth holder
نگهدارنده پارچه گردگیری
dustcloth set
ست پارچه گردگیری
disposable dustcloth
پارچه گردگیری یکبار مصرف
cotton dustcloth
پارچه پنبه ای گردگیری
i used a dustcloth to clean the shelves.
من از یک پارچه تمیزکننده برای تمیز کردن قفسهها استفاده کردم.
make sure to wash the dustcloth after use.
مطمئن شوید که بعد از استفاده پارچه تمیزکننده را بشویید.
the dustcloth was covered in dirt after cleaning.
بعد از تمیز کردن، پارچه تمیزکننده پر از خاک و کثیفی بود.
she always keeps a dustcloth handy in the kitchen.
او همیشه یک پارچه تمیزکننده در دسترس در آشپزخانه دارد.
he grabbed a dustcloth to wipe the table.
او یک پارچه تمیزکننده برداشت تا میز را تمیز کند.
it's important to use a clean dustcloth for dusting.
استفاده از یک پارچه تمیزکننده تمیز برای گردگیری مهم است.
the dustcloth was too dirty to use again.
پارچه تمیزکننده آنقدر کثیف بود که نمیشد دوباره از آن استفاده کرد.
after dusting, i put the dustcloth in the laundry.
بعد از گردگیری، من پارچه تمیزکننده را در لباسشویی گذاشتم.
she prefers microfiber dustcloths for better cleaning.
او ترجیح میدهد از پارچههای تمیزکننده میکروفایبر برای تمیز کردن بهتر استفاده کند.
the dustcloth helped remove the cobwebs easily.
پارچه تمیزکننده به راحتی به از بین بردن تار عنکبوت کمک کرد.
clean dustcloth
پارچه تمیز
soft dustcloth
پارچه نرم
dry dustcloth
پارچه خشک
wet dustcloth
پارچه مرطوب
microfiber dustcloth
پارچه میکروفایبر
lint-free dustcloth
پارچه بدون پرز
dustcloth holder
نگهدارنده پارچه گردگیری
dustcloth set
ست پارچه گردگیری
disposable dustcloth
پارچه گردگیری یکبار مصرف
cotton dustcloth
پارچه پنبه ای گردگیری
i used a dustcloth to clean the shelves.
من از یک پارچه تمیزکننده برای تمیز کردن قفسهها استفاده کردم.
make sure to wash the dustcloth after use.
مطمئن شوید که بعد از استفاده پارچه تمیزکننده را بشویید.
the dustcloth was covered in dirt after cleaning.
بعد از تمیز کردن، پارچه تمیزکننده پر از خاک و کثیفی بود.
she always keeps a dustcloth handy in the kitchen.
او همیشه یک پارچه تمیزکننده در دسترس در آشپزخانه دارد.
he grabbed a dustcloth to wipe the table.
او یک پارچه تمیزکننده برداشت تا میز را تمیز کند.
it's important to use a clean dustcloth for dusting.
استفاده از یک پارچه تمیزکننده تمیز برای گردگیری مهم است.
the dustcloth was too dirty to use again.
پارچه تمیزکننده آنقدر کثیف بود که نمیشد دوباره از آن استفاده کرد.
after dusting, i put the dustcloth in the laundry.
بعد از گردگیری، من پارچه تمیزکننده را در لباسشویی گذاشتم.
she prefers microfiber dustcloths for better cleaning.
او ترجیح میدهد از پارچههای تمیزکننده میکروفایبر برای تمیز کردن بهتر استفاده کند.
the dustcloth helped remove the cobwebs easily.
پارچه تمیزکننده به راحتی به از بین بردن تار عنکبوت کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید