dustier

[ایالات متحده]/ˈdʌstɪə/
[بریتانیا]/ˈdʌstɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر پوشیده از گرد و غبار؛ پر از گرد و غبار؛ بی‌توجه به خواسته‌ها یا سوالات؛ بی‌فایده

عبارات و ترکیب‌ها

dustier roads

جاده‌های پر گرد و غبار

dustier shelves

قفسه‌های پر گرد و غبار

dustier corners

گوشه‌های پر گرد و غبار

dustier rooms

اتاق‌های پر گرد و غبار

dustier surfaces

سطوح پر گرد و غبار

dustier furniture

وسایل پر گرد و غبار

dustier fields

زمین‌های پر گرد و غبار

dustier air

هوای پر گرد و غبار

dustier paths

مسیرهای پر گرد و غبار

dustier landscapes

مناظر پر گرد و غبار

جملات نمونه

the attic is getting dustier every year.

هر سال، فضای زیر شیروانی بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.

her room is much dustier than mine.

اتاق او خیلی بیشتر از من گرد و غبار دارد.

after the storm, the roads became dustier.

بعد از طوفان، جاده ها بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار بودند.

the shelves in the library are dustier than i expected.

قفسه‌های کتابخانه بیشتر از آن‌چه انتظار داشتم، گرد و غبار دارند.

my old car is getting dustier as it sits unused.

ماشین قدیمی من در حالی که استفاده نمی‌شود، بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.

the desert air feels dustier during the summer.

هوا در صحرا در طول تابستان بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.

the corners of the room are always dustier.

گوشه‌های اتاق همیشه بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار هستند.

this old book is much dustier than the new ones.

این کتاب قدیمی خیلی بیشتر از کتاب‌های جدید گرد و غبار دارد.

the abandoned house looked even dustier at dusk.

خانه متروکه در هنگام غروب حتی بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار به نظر می‌رسید.

every time i clean, the air feels dustier afterward.

هر بار که تمیز می‌کنم، هوا بعد از آن بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار به نظر می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید