dustier roads
جادههای پر گرد و غبار
dustier shelves
قفسههای پر گرد و غبار
dustier corners
گوشههای پر گرد و غبار
dustier rooms
اتاقهای پر گرد و غبار
dustier surfaces
سطوح پر گرد و غبار
dustier furniture
وسایل پر گرد و غبار
dustier fields
زمینهای پر گرد و غبار
dustier air
هوای پر گرد و غبار
dustier paths
مسیرهای پر گرد و غبار
dustier landscapes
مناظر پر گرد و غبار
the attic is getting dustier every year.
هر سال، فضای زیر شیروانی بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.
her room is much dustier than mine.
اتاق او خیلی بیشتر از من گرد و غبار دارد.
after the storm, the roads became dustier.
بعد از طوفان، جاده ها بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار بودند.
the shelves in the library are dustier than i expected.
قفسههای کتابخانه بیشتر از آنچه انتظار داشتم، گرد و غبار دارند.
my old car is getting dustier as it sits unused.
ماشین قدیمی من در حالی که استفاده نمیشود، بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.
the desert air feels dustier during the summer.
هوا در صحرا در طول تابستان بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.
the corners of the room are always dustier.
گوشههای اتاق همیشه بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار هستند.
this old book is much dustier than the new ones.
این کتاب قدیمی خیلی بیشتر از کتابهای جدید گرد و غبار دارد.
the abandoned house looked even dustier at dusk.
خانه متروکه در هنگام غروب حتی بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار به نظر میرسید.
every time i clean, the air feels dustier afterward.
هر بار که تمیز میکنم، هوا بعد از آن بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار به نظر میرسد.
dustier roads
جادههای پر گرد و غبار
dustier shelves
قفسههای پر گرد و غبار
dustier corners
گوشههای پر گرد و غبار
dustier rooms
اتاقهای پر گرد و غبار
dustier surfaces
سطوح پر گرد و غبار
dustier furniture
وسایل پر گرد و غبار
dustier fields
زمینهای پر گرد و غبار
dustier air
هوای پر گرد و غبار
dustier paths
مسیرهای پر گرد و غبار
dustier landscapes
مناظر پر گرد و غبار
the attic is getting dustier every year.
هر سال، فضای زیر شیروانی بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.
her room is much dustier than mine.
اتاق او خیلی بیشتر از من گرد و غبار دارد.
after the storm, the roads became dustier.
بعد از طوفان، جاده ها بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار بودند.
the shelves in the library are dustier than i expected.
قفسههای کتابخانه بیشتر از آنچه انتظار داشتم، گرد و غبار دارند.
my old car is getting dustier as it sits unused.
ماشین قدیمی من در حالی که استفاده نمیشود، بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.
the desert air feels dustier during the summer.
هوا در صحرا در طول تابستان بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار است.
the corners of the room are always dustier.
گوشههای اتاق همیشه بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار هستند.
this old book is much dustier than the new ones.
این کتاب قدیمی خیلی بیشتر از کتابهای جدید گرد و غبار دارد.
the abandoned house looked even dustier at dusk.
خانه متروکه در هنگام غروب حتی بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار به نظر میرسید.
every time i clean, the air feels dustier afterward.
هر بار که تمیز میکنم، هوا بعد از آن بیشتر در حال جمع شدن گرد و غبار به نظر میرسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید