ealdorman

[ایالات متحده]/ˈiːl.dɔː.mən/
[بریتانیا]/ˈiːl.dɔr.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (دوره آنگلوساکسون) یک رئیس ناحیه؛ (دوره آنگلوساکسون) یک رئیس ناحیه
Word Forms
جمعealdormen

عبارات و ترکیب‌ها

ealdorman of mercia

اِلدرمن مركيا

ealdorman title

عنوان اِلدرمن

ealdorman duties

وظایف اِلدرمن

ealdorman council

شورای اِلدرمن

ealdorman role

نقش اِلدرمن

ealdorman lineage

تبار اِلدرمن

ealdorman authority

اختیارات اِلدرمن

ealdorman estate

املاک اِلدرمن

ealdorman appointment

انتصاب اِلدرمن

ealdorman responsibilities

مسئولیت‌های اِلدرمن

جملات نمونه

the ealdorman ruled over the region with wisdom.

اِلدُرمَن منطقه را با خرد اداره می‌کرد.

in ancient times, the ealdorman was a respected leader.

در زمان‌های قدیم، ایلدورمن یک رهبر مورد احترام بود.

the ealdorman gathered the villagers for a meeting.

ایلدورمن دهقانان را برای یک جلسه جمع کرد.

many tales are told about the ealdorman's bravery.

داستان‌های زیادی در مورد شجاعت ایلدورمن نقل می‌شود.

the ealdorman's decisions shaped the future of the community.

تصمیمات ایلدورمن آینده جامعه را شکل داد.

he appointed the ealdorman to oversee the festival preparations.

او ایلدورمن را برای نظارت بر آمادگی‌های جشن منصوب کرد.

the ealdorman held a feast to celebrate the harvest.

ایلدورمن برای بزرگداشت برداشت محصول، یک جشن برگزار کرد.

as an ealdorman, he had great responsibilities.

همچون ایلدورمن، او مسئولیت‌های زیادی داشت.

the ealdorman often consulted with his advisors.

ایلدورمن اغلب با مشاوران خود مشورت می‌کرد.

the ealdorman's legacy lived on for generations.

میراث ایلدورمن برای نسل‌ها ادامه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید