eare

[ایالات متحده]/ɪə/
[بریتانیا]/ɪr/

ترجمه

v. به دست داشتن؛ دوست داشتن؛ علاقه داشتن.
شکل‌های واژه
جمعeares

جملات نمونه

lend an ear to your friends when they need someone to listen.

وقتی دوستان شما نیاز به کسی دارند که گوش دهد، به آنها گوش دهید.

she has a natural ear for learning foreign languages.

او گوش طبیعی‌ای برای یادگیری زبان‌های خارجی دارد.

his complaints fell on deaf ears during the meeting.

شکایات او در حین جلسه به گوش‌های نابینا افتاد.

the good news was music to my ears after such a hard day.

خبر خوب پس از چنین روز سختی، موسیقی برای گوش من بود.

the cat pricked up its ears when it heard the mouse.

وقتی گربه موش را شنید، گوش‌هایش را به سمت بالا کشید.

i'm all ears, so please tell me what happened at the party.

من گوش دارم، پس لطفاً به من بگویید که چه اتفاقی در جشن افتاد.

keep your ear to the ground for any news about the project.

برای هر خبری درباره پروژه، گوش خود را به زمین نگه دارید.

we decided to play it by ear rather than making detailed plans.

ما تصمیم گرفتیم به گوش خود اعتماد کنیم به جای اینکه برنامه‌ریزی دقیق انجام دهیم.

she whispered a secret in her friend's ear at the cinema.

او در سینما یکسری را به گوش دوستش گویا کرد.

the concert was a real treat for the ears with its beautiful acoustics.

کنسرت با صداهای زیبایش واقعاً یک لذت برای گوش بود.

he has tin ears when it comes to appreciating classical music.

او در زمان ارزیابی موسیقی کلاسیک گوش‌هایی فلزی دارد.

the doctor examined his infected ear carefully before prescribing medicine.

پزشک قبل از نسخ دادن، به دقت گوش آلوده او را معاینه کرد.

she wore diamond earrings that sparkled brilliantly in the light.

او گوشی‌های دیاموندی پوشید که در نور به شکل بسیار زیبایی لامس می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید