within earshot
در محدوده شنیداری
out of earshot
بیرون از محدوده شنیداری
whisper within earshot
نجوا در محدوده شنیداری
talk within earshot
صحبت در محدوده شنیداری
Keep the children out of earshot if possible.
در صورت امکان، کودکان را دور از محدوده شنوایی نگه دارید.
she waited until he was out of earshot before continuing.
او صبر کرد تا او از محدوده شنوایی خارج شود قبل از ادامه دادن.
As she came within earshot of the group, she heard her name mentioned.
همانطور که او وارد محدوده شنوایی گروه شد، نامش را شنید.
We waited until Ted was safely out of earshot before discussing it.
ما صبر کردیم تا تد به طور ایمن از محدوده شنوایی خارج شود قبل از صحبت کردن در مورد آن.
announcement of a user's failure. It explains to all within earshot that you have done something execrably stupid.
اعلام شکست یک کاربر. این به همه در محدوده شنوایی توضیح می دهد که شما کار بسیار احمقانه ای انجام داده اید.
arrived within two days; stayed within earshot; within ten miles of home.
ظرف دو روز رسیدند؛ در محدوده شنوایی ماندند؛ در فاصله ده مایلی از خانه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید