earfuls

[ایالات متحده]/ˈɪəfʊlz/
[بریتانیا]/ˈɪrˌfʊlz/

ترجمه

n. مقدار زیادی از اخبار یا شایعات؛ سرزنش یا توبیخ؛ اخبار جنجالی

عبارات و ترکیب‌ها

earfuls of advice

گوشه‌هایی از نصیحت

earfuls of gossip

گوشه‌هایی از غیبت

earfuls of complaints

گوشه‌هایی از شکایت

earfuls of criticism

گوشه‌هایی از انتقاد

earfuls of news

گوشه‌هایی از اخبار

earfuls of information

گوشه‌هایی از اطلاعات

earfuls of stories

گوشه‌هایی از داستان‌ها

earfuls of nonsense

گوشه‌هایی از حماقت

earfuls of laughter

گوشه‌هایی از خنده

earfuls of memories

گوشه‌هایی از خاطرات

جملات نمونه

she gave me an earful about my late arrival.

او درباره تاخیرم به من تشر زد.

after the meeting, i got an earful from my boss.

بعد از جلسه، از رئیسم تشر خوردم.

he really had an earful for me regarding my performance.

او واقعاً در مورد عملکرد من به من تشر داد.

my friend always has an earful of gossip to share.

دوست من همیشه شایعات زیادی برای به اشتراک گذاشتن دارد.

she received an earful from her parents about her grades.

او از والدینش درباره نمراتش تشر شنید.

he had to sit through an earful from his coach.

او مجبور شد از مربی‌اش تشر بشنود.

after the incident, i got an earful from the neighbors.

بعد از حادثه، از همسایه‌ها تشر خوردم.

she always has an earful about the latest trends.

او همیشه درباره آخرین روندها زیاد صحبت می‌کند.

my sister gave me an earful about my fashion choices.

خواهر من درباره انتخاب‌های من در مورد لباس به من تشر داد.

he got an earful from his friends after the prank.

او بعد از شوخی از دوستانش تشر شنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید