she felt a deep sense of earnedness when she received the promotion after years of hard work.
او پس از سالها تلاش سخت، احساس عمیقی از دستاورد را تجربه کرد.
the earnedness of his success was evident to everyone who knew his journey.
دستاوردی که در موفقیت او حاصل شده بود، برای همه کسانی که سفر او را میدانستند، آشکار بود.
there is no earnedness in talent that comes without effort and dedication.
هیچ دستاوردی در توانایی وجود ندارد که بدون تلاش و تعهد حاصل نشده باشد.
the earnedness of this award recognizes her significant contributions to the field.
دستاوردی که این جایزه به دست میآورد، به نقش مهم او در این زمینه اشاره دارد.
he questioned the earnedness of the praise he received for the team's collective work.
او در مورد دستاوردی که در ستایشهایی که برای کار جمعی تیم دریافت کرده بود، تردید داشت.
the earnedness of her position was undisputed among her colleagues.
دستاوردی که در مقام او حاصل شده بود، مورد اختلاف همکارانش نبود.
we should celebrate the earnedness of accomplishments rather than resenting them.
ما باید دستاوردهای موفقیتها را جشن بگیریم، نه اینکه از آنها ناراضی باشیم.
the earnedness of his wealth came from decades of smart investments and hard work.
دستاوردی که در ثروت او حاصل شده بود، از دهها سال سرمایهگذاری هوشمندانه و تلاش سخت نشأت میگرفت.
she finally appreciated the earnedness of the recognition she received after years of struggle.
او سرانجام دستاوردی که در قدردانی از قدردانی که پس از سالها تلاش به دست آورده بود، قدردانی کرد.
the earnedness of this victory belonged to every player who never gave up.
دستاوردی که در پیروزی این موضوع به هر بازیکنی که تسلیم نشد، تعلق داشت.
he understood the earnedness of respect must be built through consistent actions.
او فهمید که دستاوردی که در احترام باید از طریق اقدامات مداوم ساخته شود.
the earnedness of her success inspired her siblings to pursue their own dreams.
دستاوردی که در موفقیت او، خواهر و برادرانش را به دنبال کردن رویاهای خود تشویق کرد.
she felt a deep sense of earnedness when she received the promotion after years of hard work.
او پس از سالها تلاش سخت، احساس عمیقی از دستاورد را تجربه کرد.
the earnedness of his success was evident to everyone who knew his journey.
دستاوردی که در موفقیت او حاصل شده بود، برای همه کسانی که سفر او را میدانستند، آشکار بود.
there is no earnedness in talent that comes without effort and dedication.
هیچ دستاوردی در توانایی وجود ندارد که بدون تلاش و تعهد حاصل نشده باشد.
the earnedness of this award recognizes her significant contributions to the field.
دستاوردی که این جایزه به دست میآورد، به نقش مهم او در این زمینه اشاره دارد.
he questioned the earnedness of the praise he received for the team's collective work.
او در مورد دستاوردی که در ستایشهایی که برای کار جمعی تیم دریافت کرده بود، تردید داشت.
the earnedness of her position was undisputed among her colleagues.
دستاوردی که در مقام او حاصل شده بود، مورد اختلاف همکارانش نبود.
we should celebrate the earnedness of accomplishments rather than resenting them.
ما باید دستاوردهای موفقیتها را جشن بگیریم، نه اینکه از آنها ناراضی باشیم.
the earnedness of his wealth came from decades of smart investments and hard work.
دستاوردی که در ثروت او حاصل شده بود، از دهها سال سرمایهگذاری هوشمندانه و تلاش سخت نشأت میگرفت.
she finally appreciated the earnedness of the recognition she received after years of struggle.
او سرانجام دستاوردی که در قدردانی از قدردانی که پس از سالها تلاش به دست آورده بود، قدردانی کرد.
the earnedness of this victory belonged to every player who never gave up.
دستاوردی که در پیروزی این موضوع به هر بازیکنی که تسلیم نشد، تعلق داشت.
he understood the earnedness of respect must be built through consistent actions.
او فهمید که دستاوردی که در احترام باید از طریق اقدامات مداوم ساخته شود.
the earnedness of her success inspired her siblings to pursue their own dreams.
دستاوردی که در موفقیت او، خواهر و برادرانش را به دنبال کردن رویاهای خود تشویق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید