earthings

[ایالات متحده]/ˈɜːθɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɜrθɪŋz/

ترجمه

n. فرآیند یا عمل اتصال تجهیزات الکتریکی به زمین برای ایمنی

عبارات و ترکیب‌ها

earthings connection

اتصال زمین

earthings system

سیستم زمین

earthings wire

سیم زمین

earthings point

نقطه زمین

earthings electrode

الکترود زمین

earthings rod

میله زمین

earthings installation

نصب زمین

earthings test

تست زمین

earthings failure

خرابی زمین

earthings maintenance

نگهداری زمین

جملات نمونه

earthings are essential for grounding electrical systems.

اتصال زمین برای اتصال زمین سیستم‌های الکتریکی ضروری است.

we need to install new earthings to improve safety.

ما باید اتصالات زمین جدید نصب کنیم تا ایمنی را بهبود بخشیم.

proper earthings can prevent electrical shocks.

اتصالات زمین مناسب می‌توانند از شوک الکتریکی جلوگیری کنند.

earthings should be checked regularly for effectiveness.

باید اتصالات زمین را به طور منظم برای اثربخشی بررسی کرد.

the technician explained the importance of earthings.

تکنسین اهمیت اتصالات زمین را توضیح داد.

earthings help in maintaining electrical stability.

اتصالات زمین به حفظ پایداری الکتریکی کمک می‌کنند.

we installed multiple earthings for better protection.

ما اتصالات زمین متعددی برای محافظت بهتر نصب کردیم.

understanding earthings is crucial for electrical safety.

درک اتصالات زمین برای ایمنی الکتریکی بسیار مهم است.

earthings can reduce the risk of lightning strikes.

اتصالات زمین می‌توانند خطر برخورد صاعقه را کاهش دهند.

ensure all earthings are properly connected.

اطمینان حاصل کنید که همه اتصالات زمین به درستی متصل شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید