echos of the past
صداهای گذشته
hear echoes
صداهای گذشته را بشنو
echoes remain
صداهای گذشته باقی میمانند
faint echoes
صداهای ضعیف گذشته
echoes bounced
صداهای گذشته بازتابیده شدند
echoes linger
صداهای گذشته میمانند
echoes resound
صداهای گذشته مجدداً به گوش میرسد
echoes faded
صداهای گذشته کاهش یافتند
catch echoes
صداهای گذشته را بگیر
distant echoes
صداهای گذشته دور
the canyon walls echoed with the sound of our voices.
دیوارهای کانیون با صدای صوت ما تکرار میشد.
we heard faint echoes of music coming from the ballroom.
ما از اتاق رقص موسیقیهای نرمی را شنیدیم.
the empty house held only echoes of laughter and joy.
خانه خالی تنها تکرارهای خنده و شادی را حمل میکرد.
his words echoed through the courtroom, leaving a stunned silence.
کلمات او در دادگاه تکرار شدند و سکوتی مبهوت را گذاشتند.
the politician's promises echoed throughout the campaign trail.
پیمانهای سیاستمدار در تمام مسیر حمله تبلیغاتی تکرار شد.
the mountain echoed our shouts as we climbed higher.
در حالی که بالاتر رفتیم، کوه صدای سرخوان ما را تکرار کرد.
the cave echoed with the dripping of water.
چاه با قطرهریزی آب تکرار میشد.
the news of the victory echoed around the world.
خبر پیروزی در سراسر جهان تکرار شد.
the company's past failures echoed in the current crisis.
ناکامیهای گذشته شرکت در بحران فعلی تکرار میشود.
the singer's voice echoed beautifully in the concert hall.
صوت خواننده در سالن کنسرت زیبایی تکرار میشد.
the abandoned factory echoed with the ghosts of its past.
کارخانه ترکیده با روحهای گذشتهاش تکرار میشد.
echos of the past
صداهای گذشته
hear echoes
صداهای گذشته را بشنو
echoes remain
صداهای گذشته باقی میمانند
faint echoes
صداهای ضعیف گذشته
echoes bounced
صداهای گذشته بازتابیده شدند
echoes linger
صداهای گذشته میمانند
echoes resound
صداهای گذشته مجدداً به گوش میرسد
echoes faded
صداهای گذشته کاهش یافتند
catch echoes
صداهای گذشته را بگیر
distant echoes
صداهای گذشته دور
the canyon walls echoed with the sound of our voices.
دیوارهای کانیون با صدای صوت ما تکرار میشد.
we heard faint echoes of music coming from the ballroom.
ما از اتاق رقص موسیقیهای نرمی را شنیدیم.
the empty house held only echoes of laughter and joy.
خانه خالی تنها تکرارهای خنده و شادی را حمل میکرد.
his words echoed through the courtroom, leaving a stunned silence.
کلمات او در دادگاه تکرار شدند و سکوتی مبهوت را گذاشتند.
the politician's promises echoed throughout the campaign trail.
پیمانهای سیاستمدار در تمام مسیر حمله تبلیغاتی تکرار شد.
the mountain echoed our shouts as we climbed higher.
در حالی که بالاتر رفتیم، کوه صدای سرخوان ما را تکرار کرد.
the cave echoed with the dripping of water.
چاه با قطرهریزی آب تکرار میشد.
the news of the victory echoed around the world.
خبر پیروزی در سراسر جهان تکرار شد.
the company's past failures echoed in the current crisis.
ناکامیهای گذشته شرکت در بحران فعلی تکرار میشود.
the singer's voice echoed beautifully in the concert hall.
صوت خواننده در سالن کنسرت زیبایی تکرار میشد.
the abandoned factory echoed with the ghosts of its past.
کارخانه ترکیده با روحهای گذشتهاش تکرار میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید