| جمع | eclogues |
pastoral eclogue
قصیدهٔ نوایی
eclogue poem
شعر غنایی
eclogue theme
موضوع منظومهٔ نوایی
eclogue style
سبک منظومهٔ نوایی
eclogue dialogue
گفتگوی منظومهٔ نوایی
classic eclogue
منظومهٔ نوایی کلاسیک
eclogue structure
ساختار منظومهٔ نوایی
eclogue tradition
سنّت منظومهٔ نوایی
eclogue analysis
تحلیل منظومهٔ نوایی
eclogue writer
نویسندهٔ منظومهٔ نوایی
the poet wrote an eclogue about the beauty of nature.
شاعر یک قطعه در مورد زیبایی طبیعت نوشت.
in the eclogue, the shepherds lament their lost loves.
در قطعه، شبانان بر عشق از دست رفته خود اندوهگین هستند.
reading an eclogue can be a peaceful experience.
خواندن یک قطعه می تواند یک تجربه آرامش بخش باشد.
the eclogue captures the essence of rural life.
قطعه جوهر زندگی روستایی را به تصویر می کشد.
many classic eclogues reflect on the passage of time.
بسیاری از قطعات کلاسیک در مورد گذر زمان تأمل می کنند.
she enjoys writing eclogues during her free time.
او از نوشتن قطعات در اوقات فراغت خود لذت می برد.
the eclogue is a traditional form of pastoral poetry.
قطعه یک فرم سنتی از شعر رعوی است.
his latest eclogue was inspired by the changing seasons.
آخرین قطعه او از تغییر فصول الهام گرفته بود.
they discussed the themes of love and loss in the eclogue.
آنها در مورد موضوعات عشق و از دست دادن در قطعه بحث کردند.
the eclogue features a dialogue between two characters.
قطعه شامل یک دیالوگ بین دو شخصیت است.
pastoral eclogue
قصیدهٔ نوایی
eclogue poem
شعر غنایی
eclogue theme
موضوع منظومهٔ نوایی
eclogue style
سبک منظومهٔ نوایی
eclogue dialogue
گفتگوی منظومهٔ نوایی
classic eclogue
منظومهٔ نوایی کلاسیک
eclogue structure
ساختار منظومهٔ نوایی
eclogue tradition
سنّت منظومهٔ نوایی
eclogue analysis
تحلیل منظومهٔ نوایی
eclogue writer
نویسندهٔ منظومهٔ نوایی
the poet wrote an eclogue about the beauty of nature.
شاعر یک قطعه در مورد زیبایی طبیعت نوشت.
in the eclogue, the shepherds lament their lost loves.
در قطعه، شبانان بر عشق از دست رفته خود اندوهگین هستند.
reading an eclogue can be a peaceful experience.
خواندن یک قطعه می تواند یک تجربه آرامش بخش باشد.
the eclogue captures the essence of rural life.
قطعه جوهر زندگی روستایی را به تصویر می کشد.
many classic eclogues reflect on the passage of time.
بسیاری از قطعات کلاسیک در مورد گذر زمان تأمل می کنند.
she enjoys writing eclogues during her free time.
او از نوشتن قطعات در اوقات فراغت خود لذت می برد.
the eclogue is a traditional form of pastoral poetry.
قطعه یک فرم سنتی از شعر رعوی است.
his latest eclogue was inspired by the changing seasons.
آخرین قطعه او از تغییر فصول الهام گرفته بود.
they discussed the themes of love and loss in the eclogue.
آنها در مورد موضوعات عشق و از دست دادن در قطعه بحث کردند.
the eclogue features a dialogue between two characters.
قطعه شامل یک دیالوگ بین دو شخصیت است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید