ectomy

[ایالات متحده]/ˈektəmi/
[بریتانیا]/ˈektəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

suffix. برداشتن یا خارج کردن جراحی (یک اندام یا بافت مشخص)

عبارات و ترکیب‌ها

post mastectomy

پس ماستکتومی

appendectomy scar

اسکار آپاندکتومی

tonsillectomy recovery

بهبودی بعد از تونسيلکتومی

mastectomy patient

بیمار ماستکتومی

hysterectomy procedure

روش هیسترکتومی

gastrectomy diet

رژیم غذایی گاستروکتومی

vasectomy reversal

معکوس وازکتومی

thyroidectomy complications

عوارض تیروئیدکتومی

cholecystectomy surgery

جراحی کولو سیستکتومی

colectomy recovery

بهبودی بعد از کولوکتومی

جملات نمونه

the surgeon performed a laparoscopic appendectomy to remove the infected appendix.

جراح یک آپاندکتومی لاپاروسکوپی انجام داد تا آپاندیس عفونی را خارج کند.

after her mastectomy, she opted for breast reconstruction surgery.

پس از ماستکتومی، او برای جراحی بازسازی سینه انتخاب کرد.

the hysterectomy was necessary to treat her severe uterine fibroids.

هیسترکتومی برای درمان فیبروئیدهای شدید رحم ضروری بود.

his tonsillectomy recovery took about two weeks.

بهبودی او از تونسيلکتومی حدود دو هفته طول کشید.

the urologist explained the vasectomy procedure in detail.

اورولوژیست روش وازکتومی را به طور مفصل توضیح داد.

a partial gastrectomy was performed to remove the stomach tumor.

برای برداشتن تومور معده، گاستروکتومی جزئی انجام شد.

she underwent a laparoscopic cholecystectomy to treat her gallstones.

او تحت عمل جراحی برداشتن کیسه صفرا (کوله‌سیستکتومی) لاپاروسکوپی برای درمان سنگ‌های صفراوی خود قرار گرفت.

the colectomy revealed early-stage colon cancer.

کولکتومی سرطان روده بزرگ در مراحل اولیه را نشان داد.

the nephrectomy was completed successfully despite the complex anatomy.

با وجود آناتومی پیچیده، نفروکتومی با موفقیت انجام شد.

after the lobectomy, the patient showed significant improvement in lung function.

پس از لوبکتومی، بیمار بهبود قابل توجهی در عملکرد ریه نشان داد.

the bilateral oophorectomy was recommended to reduce cancer risk.

واکتومی دوطرفه برای کاهش خطر سرطان توصیه شد.

emergency splenectomy was required after the abdominal trauma.

پس از ضربه به شکم، اسپلنکتومی اورژانسی مورد نیاز بود.

doctors recommended a prophylactic mastectomy for patients with high genetic risk.

پزشکان یک ماستکتومی پیشگیرانه را برای بیمارانی با خطر ژنتیکی بالا توصیه کردند.

the cardiac surgeon performed a successful valve replacement alongside the bypass surgery.

جراح قلب یک تعویض دریچه موفقیت آمیز را همراه با جراحی بای پس انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید