eddied away
به دور افتاد
eddied around
به دور چرخید
eddied forth
به جلو آمد
eddied back
به عقب بازگشت
eddied down
به پایین آمد
eddied up
به بالا رفت
eddied past
از کنار عبور کرد
eddied through
از میان عبور کرد
eddied in
وارد شد
eddied out
خارج شد
the leaves eddied in the autumn breeze.
برگها در نسیم پاییزی میچرخیدند.
she watched as the smoke eddied around the campfire.
او تماشا کرد که دود در اطراف آتش درست میشود.
the river eddied around the rocks.
رودخانه در اطراف سنگها میچرخید.
dust eddied in the sunlight streaming through the window.
گرد و غبار در نور خورشید که از پنجره عبور میکرد، میچرخید.
as the wind picked up, the petals eddied through the air.
همانطور که باد شدت گرفت، گلبرگها در هوا میچرخیدند.
the thoughts in his mind eddied chaotically.
افکار در ذهنش به طور پراکنده میچرخیدند.
snowflakes eddied around her as she walked.
کریستالهای برف در اطراف او میچرخیدند، همانطور که او راه میرفت.
leaves eddied in the swirling wind.
برگها در بادهای خفه کننده میچرخیدند.
the crowd eddied around the entrance of the concert hall.
جمعیت در اطراف ورودی تالار کنسرت میچرخید.
water eddied in the fountain, creating a beautiful pattern.
آب در فواره میچرخید و الگوی زیبایی ایجاد میکرد.
eddied away
به دور افتاد
eddied around
به دور چرخید
eddied forth
به جلو آمد
eddied back
به عقب بازگشت
eddied down
به پایین آمد
eddied up
به بالا رفت
eddied past
از کنار عبور کرد
eddied through
از میان عبور کرد
eddied in
وارد شد
eddied out
خارج شد
the leaves eddied in the autumn breeze.
برگها در نسیم پاییزی میچرخیدند.
she watched as the smoke eddied around the campfire.
او تماشا کرد که دود در اطراف آتش درست میشود.
the river eddied around the rocks.
رودخانه در اطراف سنگها میچرخید.
dust eddied in the sunlight streaming through the window.
گرد و غبار در نور خورشید که از پنجره عبور میکرد، میچرخید.
as the wind picked up, the petals eddied through the air.
همانطور که باد شدت گرفت، گلبرگها در هوا میچرخیدند.
the thoughts in his mind eddied chaotically.
افکار در ذهنش به طور پراکنده میچرخیدند.
snowflakes eddied around her as she walked.
کریستالهای برف در اطراف او میچرخیدند، همانطور که او راه میرفت.
leaves eddied in the swirling wind.
برگها در بادهای خفه کننده میچرخیدند.
the crowd eddied around the entrance of the concert hall.
جمعیت در اطراف ورودی تالار کنسرت میچرخید.
water eddied in the fountain, creating a beautiful pattern.
آب در فواره میچرخید و الگوی زیبایی ایجاد میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید