edified

[ایالات متحده]/ˈɛdɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈɛdɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آموخت یا به لحاظ فکری یا اخلاقی بهبود یافت

عبارات و ترکیب‌ها

edified mind

ذهن روشنگری

edified spirit

روح روشنگری

edified thoughts

افکار روشنگری

edified soul

روح روشنگری

edified perspective

دیدگاه روشنگری

edified understanding

درک روشنگری

edified beliefs

اعتقادات روشنگری

edified character

شخصیت روشنگری

edified community

جامعه روشنگری

edified choices

انتخاب‌های روشنگری

جملات نمونه

she felt edified after attending the seminar.

او بعد از شرکت در سمینار احساس روشنگری کرد.

the book left me feeling edified and inspired.

این کتاب باعث شد احساس روشنگری و الهام کنم.

his speech was so edifying that the audience was captivated.

سخنرانی او به قدری روشنگرانه بود که مخاطبان مجذوب شدند.

they sought edified discussions on various topics.

آنها به دنبال بحث های روشنگرانه در مورد موضوعات مختلف بودند.

reading philosophical texts can be quite edifying.

خواندن متون فلسفی می تواند بسیار روشنگرانه باشد.

she found the documentary to be both entertaining and edifying.

او فیلم مستند را هم سرگرم کننده و هم روشنگرانه یافت.

his travels have edified his understanding of different cultures.

سفر او درک او را از فرهنگ های مختلف روشنگر کرد.

the teacher aimed to create an edifying learning environment.

معلم قصد داشت یک محیط یادگیری روشنگرانه ایجاد کند.

participating in community service can be an edifying experience.

شرکت در خدمات اجتماعی می تواند یک تجربه روشنگرانه باشد.

she shared her edifying experiences with her peers.

او تجربیات روشنگرانه خود را با همسالان خود به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید