educed

[ایالات متحده]/ɪˈdjuːst/
[بریتانیا]/ɪˈdjuːst/

ترجمه

v. برای به وجود آوردن یا توسعه (پتانسیل)؛ برای استنباط (از)؛ برای استخراج (از داده‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

educed knowledge

دانش به‌ دست آمده

educed skills

مهارت‌های به‌ دست آمده

educed response

پاسخ به‌ دست آمده

educed values

ارزش‌های به‌ دست آمده

educed information

اطلاعات به‌ دست آمده

educed conclusions

نتیجه‌گیری‌های به‌ دست آمده

educed insights

بینش‌های به‌ دست آمده

educed behavior

رفتار به‌ دست آمده

educed ideas

ایده‌های به‌ دست آمده

educed attitudes

نگرش‌های به‌ دست آمده

جملات نمونه

the teacher educed a strong interest in science among the students.

معلم علاقه شدیدی به علم در بین دانش آموزان ایجاد کرد.

the research educed valuable insights into human behavior.

تحقیقات بینش‌های ارزشمندی در مورد رفتار انسان به دست آورد.

her speech educed a sense of urgency among the audience.

سخنرانی او حسی از فوریت را در بین مخاطبان ایجاد کرد.

the experiment educed unexpected results that surprised the scientists.

آزمایش نتایجی غیرمنتظره را به دست آورد که دانشمندان را شگفت زده کرد.

he educed a positive response from the community with his proposal.

پیشنهاد او با جامعه پاسخ مثبتی را به همراه داشت.

the documentary educed a deep emotional reaction from viewers.

مستند واکنش عاطفی عمیقی را از بینندگان برانگیخت.

the therapist educed memories that helped in the healing process.

درمانگر خاطراتی را به دست آورد که به روند بهبودی کمک کرد.

the discussion educed various perspectives on the issue.

بحث دیدگاه‌های مختلف در مورد موضوع را آشکار کرد.

her actions educed admiration from her peers.

اقدامات او تحسین را از همکارانش برانگیخت.

the novel educed a strong sense of nostalgia for the past.

رمان حسی قوی از نوستالژی برای گذشته را برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید