effusivenesses

[ایالات متحده]/ɪˈfjʊːzɪvnəsɪz/
[بریتانیا]/ɪˈfjuːzɪvnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت ابراز احساسات؛ شور و شوق یا احساسات بیش از حد؛ عمل ریختن؛ یک فوران

عبارات و ترکیب‌ها

excessive effusivenesses

اظهارات اغراق‌آمیز

genuine effusivenesses

اظهارات صادقانه

emotional effusivenesses

اظهارات احساسی

public effusivenesses

اظهارات علنی

unrestrained effusivenesses

اظهارات رام‌نکردنی

artistic effusivenesses

اظهارات هنری

cultural effusivenesses

اظهارات فرهنگی

joyful effusivenesses

اظهارات شاد

social effusivenesses

اظهارات اجتماعی

spontaneous effusivenesses

اظهارات خودجوش

جملات نمونه

her effusivenesses during the celebration were contagious.

شور و اشتیاق او در طول جشن‌ها مسری بود.

his effusivenesses made everyone feel welcome.

شور و اشتیاق او باعث شد همه احساس استقبال کنند.

the effusivenesses of the crowd filled the stadium.

شور و اشتیاق جمعیت استادیوم را پر کرد.

she expressed her effusivenesses through heartfelt letters.

او شور و اشتیاق خود را از طریق نامه‌های صمیمانه بیان کرد.

his effusivenesses often caught people off guard.

شور و اشتیاق او اغلب مردم را غافلگیر می‌کرد.

the singer's effusivenesses delighted the audience.

شور و اشتیاق خواننده باعث خوشحالی مخاطبان شد.

in meetings, her effusivenesses helped build rapport.

در جلسات، شور و اشتیاق او به ایجاد ارتباط کمک کرد.

his effusivenesses were a refreshing change from the norm.

شور و اشتیاق او یک تغییر دلپذیر از حالت معمول بود.

they appreciated her effusivenesses during the farewell party.

آنها از شور و اشتیاق او در مهمانی خداحافظی قدردانی کردند.

the teacher's effusivenesses inspired her students.

شور و اشتیاق معلم الهام بخش دانش‌آموزانش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید