egalities

[ایالات متحده]/ɪˈɡælɪtiz/
[بریتانیا]/ɪˈɡælɪtiz/

ترجمه

n. وضعیت برابری، به ویژه در وضعیت، حقوق یا فرصت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

social egalities

برابری‌های اجتماعی

economic egalities

برابری‌های اقتصادی

gender egalities

برابری‌های جنسیتی

political egalities

برابری‌های سیاسی

legal egalities

برابری‌های قانونی

racial egalities

برابری‌های نژادی

educational egalities

برابری‌های آموزشی

cultural egalities

برابری‌های فرهنگی

equal egalities

برابری برابر

global egalities

برابری‌های جهانی

جملات نمونه

we must strive for greater egalities in society.

ما باید برای دستیابی به برابری بیشتر در جامعه تلاش کنیم.

egalities among all citizens are essential for democracy.

برابری بین همه شهروندان برای دموکراسی ضروری است.

the organization promotes egalities in education.

این سازمان برابری در آموزش را ترویج می‌کند.

gender egalities should be a priority in the workplace.

برابری جنسیتی باید در محل کار اولویت داشته باشد.

we need to address the issue of economic egalities.

ما باید به مسئله برابری اقتصادی رسیدگی کنیم.

true egalities can only be achieved through policy changes.

برابری واقعی تنها از طریق تغییرات سیاست قابل دستیابی است.

social movements often advocate for egalities across communities.

جنبش‌های اجتماعی اغلب از برابری در سراسر جوامع حمایت می‌کنند.

legal reforms are necessary to ensure egalities for all.

اصلاحات قانونی برای اطمینان از برابری برای همه ضروری است.

understanding cultural egalities is important for global harmony.

درک برابری‌های فرهنگی برای هماهنگی جهانی مهم است.

the fight for egalities continues in many parts of the world.

مبارزه برای برابری در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید