They seem to love the land and the people with a sort of fierce egoism.
آنها به نظر میرسند که زمین و مردم را با نوعی خودخواهی شدید دوست دارند.
He was looked down upon because of his egoism.
او به دلیل خودخواهی مورد تحقیر قرار میگرفت.
Joel turned down all offer of help he badly needed because of his excessive egoism.
جوئل به دلیل خودخواهی بیش از حد خود، تمام پیشنهادهای کمک را که به شدت به آنها نیاز داشت، رد کرد.
The concept of "Economic Man)ladvanced by Adam Smith should be replaced by the new concept of "Economic Culture Man)lwlth implications of combining egoism with gregariousness.
مفهوم "انسان اقتصادی" که توسط آدام اسمیت مطرح شده است، باید با مفهوم جدید "انسان فرهنگ اقتصادی" با پیامدهای ترکیب خودخواهی با معاشرت جایگزین شود.
His egoism prevents him from considering other people's feelings.
خودخواهی او مانع از در نظر گرفتن احساسات دیگران میشود.
Egoism often leads to selfish behavior.
خودخواهی اغلب منجر به رفتار خودخواهانه میشود.
She accused him of egoism for always putting himself first.
او او را به دلیل اولویت دادن به خود در همه چیز به خودخواهی متهم کرد.
The politician's egoism made it difficult for him to work with others.
خودخواهی سیاستمدار باعث میشد که با دیگران همکاری کند.
Her egoism blinded her to the needs of those around her.
خودخواهی او باعث کور شدن او نسبت به نیازهای اطرافیانش شد.
Egoism can hinder the development of meaningful relationships.
خودخواهی میتواند مانع از رشد روابط معنادار شود.
In a team setting, egoism can undermine collaboration and trust.
در یک محیط تیمی، خودخواهی میتواند همکاری و اعتماد را تضعیف کند.
Overcoming egoism is essential for personal growth and happiness.
غلبه بر خودخواهی برای رشد و خوشبختی شخصی ضروری است.
His egoism led to his downfall as he alienated everyone around him.
خودخواهی او منجر به سقوط او شد زیرا او همه اطرافیانش را بیگانه کرد.
Egoism can be a barrier to empathy and compassion towards others.
خودخواهی میتواند مانعی برای همدلی و شفقت نسبت به دیگران باشد.
They seem to love the land and the people with a sort of fierce egoism.
آنها به نظر میرسند که زمین و مردم را با نوعی خودخواهی شدید دوست دارند.
He was looked down upon because of his egoism.
او به دلیل خودخواهی مورد تحقیر قرار میگرفت.
Joel turned down all offer of help he badly needed because of his excessive egoism.
جوئل به دلیل خودخواهی بیش از حد خود، تمام پیشنهادهای کمک را که به شدت به آنها نیاز داشت، رد کرد.
The concept of "Economic Man)ladvanced by Adam Smith should be replaced by the new concept of "Economic Culture Man)lwlth implications of combining egoism with gregariousness.
مفهوم "انسان اقتصادی" که توسط آدام اسمیت مطرح شده است، باید با مفهوم جدید "انسان فرهنگ اقتصادی" با پیامدهای ترکیب خودخواهی با معاشرت جایگزین شود.
His egoism prevents him from considering other people's feelings.
خودخواهی او مانع از در نظر گرفتن احساسات دیگران میشود.
Egoism often leads to selfish behavior.
خودخواهی اغلب منجر به رفتار خودخواهانه میشود.
She accused him of egoism for always putting himself first.
او او را به دلیل اولویت دادن به خود در همه چیز به خودخواهی متهم کرد.
The politician's egoism made it difficult for him to work with others.
خودخواهی سیاستمدار باعث میشد که با دیگران همکاری کند.
Her egoism blinded her to the needs of those around her.
خودخواهی او باعث کور شدن او نسبت به نیازهای اطرافیانش شد.
Egoism can hinder the development of meaningful relationships.
خودخواهی میتواند مانع از رشد روابط معنادار شود.
In a team setting, egoism can undermine collaboration and trust.
در یک محیط تیمی، خودخواهی میتواند همکاری و اعتماد را تضعیف کند.
Overcoming egoism is essential for personal growth and happiness.
غلبه بر خودخواهی برای رشد و خوشبختی شخصی ضروری است.
His egoism led to his downfall as he alienated everyone around him.
خودخواهی او منجر به سقوط او شد زیرا او همه اطرافیانش را بیگانه کرد.
Egoism can be a barrier to empathy and compassion towards others.
خودخواهی میتواند مانعی برای همدلی و شفقت نسبت به دیگران باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید