egotisms

[ایالات متحده]/'egətɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'ɛɡətɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودبزرگ‌بینی; خودمحوری.

جملات نمونه

in his arrogance and egotism, he underestimated Gill.

در غرور و خودخواهی خود، او گیل را دست کم گرفت.

arrogance and egotism betrayed by a glance;

غرور و خودخواهی که با یک نگاه فاش شد.

His egotism knows no bounds.

خودشیفتگی او حد و مرزی نمی شناسد.

She was turned off by his constant egotism.

خودشیفتگی مداوم او باعث شد او را بدبیند شود.

Egotism can be a barrier to forming meaningful relationships.

خودشیفتگی می تواند مانعی برای ایجاد روابط معنادار باشد.

His egotism led to his downfall.

خودشیفتگی او منجر به سقوطش شد.

Egotism often alienates others.

خودشیفتگی اغلب دیگران را بیگانه می کند.

Her egotism made it difficult for her to work in a team.

خودشیفتگی او باعث شد که کار گروهی برایش دشوار باشد.

Egotism can hinder personal growth.

خودشیفتگی می تواند رشد شخصی را مختل کند.

His egotism blinds him to his own faults.

خودشیفتگی او را از نقص های خود کور می کند.

Egotism is often a sign of insecurity.

خودشیفتگی اغلب نشانه ای از ناامنی است.

Overcoming egotism requires self-reflection and humility.

غلبه بر خودشیفتگی نیاز به خودآگاهی و فروتنی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید