egotripping

[ایالات متحده]/ˈiːɡəʊtrɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈiːɡoʊtrɪpɪŋ/

ترجمه

n. رفتار خودراضی؛ رفتار احساس برتری

عبارات و ترکیب‌ها

egotripping moment

لحظه خودشیفتگی

egotripping behavior

رفتار خودشیفته

egotripping attitude

نگاه خودشیفته

egotripping experience

تجربه خودشیفتگی

egotripping narrative

روایت خودشیفته

egotripping journey

سفر خودشیفتگی

egotripping phase

فاز خودشیفتگی

egotripping cycle

چرخه خودشیفتگی

egotripping concept

مفهوم خودشیفتگی

egotripping trend

روند خودشیفتگی

جملات نمونه

his egotripping behavior alienated his friends.

رفتار خودشیفته‌گی او باعث بیگانگی دوستانش شد.

she was criticized for her constant egotripping on social media.

او به دلیل خودشیفته‌گی مداوم در رسانه‌های اجتماعی مورد انتقاد قرار گرفت.

his egotripping made it hard for the team to work together.

خودشیفته‌گی او باعث شد همکاری تیمی دشوار شود.

they warned him about the dangers of egotripping.

آنها درباره خطرات خودشیفته‌گی به او هشدار دادند.

her egotripping often overshadowed her talent.

خودشیفته‌گی او اغلب باعث می‌شد استعدادش تحت‌الشعاع قرار گیرد.

he realized that egotripping was harming his career.

او متوجه شد که خودشیفته‌گی به شغلی‌اش آسیب می‌رساند.

she needs to stop egotripping and listen to others.

او باید خودشیفته‌گی را متوقف کند و به دیگران گوش دهد.

egotripping can lead to isolation in personal relationships.

خودشیفته‌گی می‌تواند منجر به انزوا در روابط شخصی شود.

his egotripping was evident during the meeting.

خودشیفته‌گی او در طول جلسه آشکار بود.

they discussed the impact of egotripping in leadership.

آنها درباره تأثیر خودشیفته‌گی در رهبری بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید