wading

[ایالات متحده]/'weɪdɪŋ/
[بریتانیا]/wed/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال راه رفتن در آب
v. به سختی از طریق آب حرکت کردن؛ در حال راه رفتن در آب

عبارات و ترکیب‌ها

wading bird

پرنده آب‌رو

جملات نمونه

genus of large brown long-billed wading birds found in warm swampy regions of the Western Hemisphere: courlan; limpkin.

سرده پرندگان آبزی بزرگ قهوه‌ای با منقار بلند که در مناطق گرمسیری و باتلاقی نیمکره غربی یافت می‌شوند: کورلان; لیمپکین.

The children were wading in the shallow water at the beach.

کودکان در آب کم‌عمق ساحل مشغول آب تنی بودند.

She was wading through the flooded street to get to work.

او برای رفتن به سر کار در حال عبور از خیابان پر آب بود.

The hiker was wading across the river to reach the other side.

گردشگر برای رسیدن به طرف دیگر از رودخانه عبور می‌کرد.

The dog was wading in the pond to cool off on a hot day.

سگ برای خنک شدن در یک روز گرم در حوضچه آب تنی می‌کرد.

The ducks were wading in the shallow water looking for food.

اردک‌ها در حال آب تنی در آب کم‌عمق به دنبال غذا بودند.

He was wading through paperwork to finish the report on time.

او برای انجام گزارش به موقع در حال بررسی اسناد بود.

The egret was wading gracefully in the marsh searching for fish.

چاخربول به طور مؤدبانه در مرداب به دنبال ماهی می‌کرد.

The explorer was wading through the dense jungle to reach the hidden ruins.

کاوشگر برای رسیدن به بقایای پنهان در حال عبور از جنگل انبوه بود.

The farmers were wading in the rice paddies to plant the new crop.

کشاورزان برای کاشت محصول جدید در حال آب تنی در مزارع برنج بودند.

The firefighters were wading through the flooded basement to rescue trapped residents.

آتش‌نشانان برای نجات ساکنان گرفتار در حال عبور از زیرزمین پر آب بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید