eightball game
بازی بیلیارد هشت توپ
eightball pool
استخر هشت توپ
eightball shot
ضربه هشت توپ
eightball rules
قوانین هشت توپ
eightball table
میز هشت توپ
eightball strategy
استراتژی هشت توپ
eightball tournament
تورنمنت هشت توپ
eightball break
شکستن توپ در هشت توپ
eightball rack
چیدمان هشت توپ
eightball cue
کی استیک هشت توپ
he consulted the eightball about his future.
او درباره آیندهاش با توپ هشتبال مشورت کرد.
the eightball said it was a good time to invest.
توپ هشتبال گفت که زمان خوبی برای سرمایهگذاری است.
she laughed when the eightball gave a vague answer.
وقتی توپ هشتبال یک پاسخ مبهم داد، او خندید.
using the eightball can be a fun party game.
استفاده از توپ هشتبال میتواند یک بازی مهمانی سرگرمکننده باشد.
he shook the eightball to get his answer.
او برای دریافت پاسخ خود، توپ هشتبال را تکان داد.
the eightball suggested that she should take the risk.
توپ هشتبال پیشنهاد کرد که او باید ریسک کند.
she always relies on the eightball for decisions.
او همیشه برای تصمیمگیری به توپ هشتبال تکیه میکند.
the eightball is a popular toy among teenagers.
توپ هشتبال یک اسباببازی محبوب در بین نوجوانان است.
after asking the eightball, he felt more confident.
بعد از پرسیدن از توپ هشتبال، او احساس اعتماد بیشتری کرد.
the eightball's answer was surprisingly accurate.
پاسخ توپ هشتبال به طرز شگفتآوری دقیق بود.
eightball game
بازی بیلیارد هشت توپ
eightball pool
استخر هشت توپ
eightball shot
ضربه هشت توپ
eightball rules
قوانین هشت توپ
eightball table
میز هشت توپ
eightball strategy
استراتژی هشت توپ
eightball tournament
تورنمنت هشت توپ
eightball break
شکستن توپ در هشت توپ
eightball rack
چیدمان هشت توپ
eightball cue
کی استیک هشت توپ
he consulted the eightball about his future.
او درباره آیندهاش با توپ هشتبال مشورت کرد.
the eightball said it was a good time to invest.
توپ هشتبال گفت که زمان خوبی برای سرمایهگذاری است.
she laughed when the eightball gave a vague answer.
وقتی توپ هشتبال یک پاسخ مبهم داد، او خندید.
using the eightball can be a fun party game.
استفاده از توپ هشتبال میتواند یک بازی مهمانی سرگرمکننده باشد.
he shook the eightball to get his answer.
او برای دریافت پاسخ خود، توپ هشتبال را تکان داد.
the eightball suggested that she should take the risk.
توپ هشتبال پیشنهاد کرد که او باید ریسک کند.
she always relies on the eightball for decisions.
او همیشه برای تصمیمگیری به توپ هشتبال تکیه میکند.
the eightball is a popular toy among teenagers.
توپ هشتبال یک اسباببازی محبوب در بین نوجوانان است.
after asking the eightball, he felt more confident.
بعد از پرسیدن از توپ هشتبال، او احساس اعتماد بیشتری کرد.
the eightball's answer was surprisingly accurate.
پاسخ توپ هشتبال به طرز شگفتآوری دقیق بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید