eighths

[ایالات متحده]/eɪtθs/
[بریتانیا]/eɪθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع هشتم؛ کمی مست؛ هشتمین بخش چیزی؛ نت موسیقی که یک هشتم از یک نوت کامل را نمایندگی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

one eighths

یک هشتم

two eighths

دو هشتم

three eighths

سه هشتم

four eighths

چهار هشتم

five eighths

پنج هشتم

six eighths

شش هشتم

seven eighths

هفت هشتم

eight eighths

هشت هشتم

half eighths

نیم هشتم

quarter eighths

ربع هشتم

جملات نمونه

she cut the cake into eighths.

او کیک را به هشت قسمت برش زد.

the recipe calls for three eighths of a cup of sugar.

دستور غذا به سه هشتم پیمانه شکر نیاز دارد.

he scored two eighths in the competition.

او در مسابقه دو هشتم امتیاز کسب کرد.

we divided the pizza into eighths for everyone.

ما پیتزا را برای همه به هشت قسمت تقسیم کردیم.

each student received an eighth of the total prize.

هر دانش آموز یک هشتم از جایزه کل را دریافت کرد.

the fabric was sold by the eighth yard.

پارچه به ازای هر هشت یارد به فروش رسید.

he only needs one eighth of the total amount.

او فقط به یک هشتم از کل مبلغ نیاز دارد.

they measured the land in eighths of an acre.

آنها زمین را به صورت هشتیمه ای از یک جریب اندازه گیری کردند.

she has an eighth of a chance to win.

او یک هشتم شانس برد دارد.

the book is divided into eighths for easier reading.

کتاب برای خواندن آسان‌تر به هشت قسمت تقسیم شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید