eightpences

[ایالات متحده]/ˈeɪt.pənsɪz/
[بریتانیا]/ˈeɪt.pənsɪz/

ترجمه

n. جمع هشت پنس

عبارات و ترکیب‌ها

counting eightpences

شمارش سکه‌های هشت پنس

saving eightpences

ذخیره کردن سکه‌های هشت پنس

spending eightpences

هزینه کردن سکه‌های هشت پنس

collecting eightpences

جمع آوری سکه‌های هشت پنس

trading eightpences

معاوضه سکه‌های هشت پنس

finding eightpences

پیدا کردن سکه‌های هشت پنس

earning eightpences

بدست آوردن سکه‌های هشت پنس

losing eightpences

از دست دادن سکه‌های هشت پنس

using eightpences

استفاده از سکه‌های هشت پنس

buying eightpences

خریدن سکه‌های هشت پنس

جملات نمونه

he found eightpences scattered on the ground.

او سکه هشت پنی را روی زمین پیدا کرد.

she saved her eightpences for a rainy day.

او سکه های هشت پنی خود را برای روزی که هوا بارانی بود، پس انداز کرد.

the children were excited to collect eightpences.

کودکان از جمع آوری سکه های هشت پنی هیجان زده بودند.

eightpences were once a common form of currency.

سکه های هشت پنی زمانی یک شکل رایج پول بودند.

he spent his eightpences on sweets and treats.

او سکه های هشت پنی خود را برای خرید شیرینی و خوراکی خرج کرد.

they exchanged eightpences for small toys.

آنها سکه های هشت پنی خود را با اسباب بازی های کوچک عوض کردند.

finding eightpences in old books is a delightful surprise.

پیدا کردن سکه های هشت پنی در کتاب های قدیمی یک سورپرایز دلپذیر است.

he reminisced about the days when eightpences had value.

او به روزهایی که سکه های هشت پنی ارزش داشتند فکر کرد.

eightpences can remind us of simpler times.

سکه های هشت پنی می توانند ما را به یاد روزهای ساده تر بیاندازند.

she counted her eightpences and felt proud.

او سکه های هشت پنی خود را شمرد و احساس افتخار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید