ejaculates quickly
خود را به سرعت تخلیه میکند
ejaculates prematurely
تخلیه زود هنگام
ejaculates forcefully
به زور تخلیه میکند
ejaculates inside
درون تخلیه میکند
ejaculates fluid
تخلیه مایع
ejaculates sperm
تخلیه اسپرم
ejaculates often
اغراق تخلیه میکند
ejaculates rapidly
به سرعت تخلیه میکند
ejaculates during sex
در حین رابطه تخلیه میکند
ejaculates loudly
با صدای بلند تخلیه میکند
the athlete ejaculates his energy during the competition.
ورزشکار انرژی خود را در طول مسابقه تخلیه میکند.
he ejaculates his thoughts clearly during the meeting.
او افکار خود را به وضوح در طول جلسه تخلیه میکند.
during the presentation, she ejaculates her ideas passionately.
در طول ارائه، او ایدههای خود را با شور و اشتیاق تخلیه میکند.
the artist ejaculates creativity through his paintings.
هنرمند خلاقیت خود را از طریق نقاشیهایش تخلیه میکند.
he ejaculates his feelings in a heartfelt letter.
او احساسات خود را در یک نامه صمیمانه تخلیه میکند.
she ejaculates laughter that fills the room.
او خنده ای را تخلیه میکند که اتاق را پر میکند.
the child ejaculates joy when he sees his friends.
کودک شادی خود را وقتی دوستانش را میبیند تخلیه میکند.
he ejaculates a sigh of relief after finishing the exam.
او یک آه تسکین پس از اتمام امتحان تخلیه میکند.
the dog ejaculates excitement when its owner arrives.
سگ هیجان خود را وقتی صاحبش میرسد تخلیه میکند.
she ejaculates her dreams into reality with hard work.
او رویاهای خود را با تلاش زیاد به واقعیت تبدیل میکند.
ejaculates quickly
خود را به سرعت تخلیه میکند
ejaculates prematurely
تخلیه زود هنگام
ejaculates forcefully
به زور تخلیه میکند
ejaculates inside
درون تخلیه میکند
ejaculates fluid
تخلیه مایع
ejaculates sperm
تخلیه اسپرم
ejaculates often
اغراق تخلیه میکند
ejaculates rapidly
به سرعت تخلیه میکند
ejaculates during sex
در حین رابطه تخلیه میکند
ejaculates loudly
با صدای بلند تخلیه میکند
the athlete ejaculates his energy during the competition.
ورزشکار انرژی خود را در طول مسابقه تخلیه میکند.
he ejaculates his thoughts clearly during the meeting.
او افکار خود را به وضوح در طول جلسه تخلیه میکند.
during the presentation, she ejaculates her ideas passionately.
در طول ارائه، او ایدههای خود را با شور و اشتیاق تخلیه میکند.
the artist ejaculates creativity through his paintings.
هنرمند خلاقیت خود را از طریق نقاشیهایش تخلیه میکند.
he ejaculates his feelings in a heartfelt letter.
او احساسات خود را در یک نامه صمیمانه تخلیه میکند.
she ejaculates laughter that fills the room.
او خنده ای را تخلیه میکند که اتاق را پر میکند.
the child ejaculates joy when he sees his friends.
کودک شادی خود را وقتی دوستانش را میبیند تخلیه میکند.
he ejaculates a sigh of relief after finishing the exam.
او یک آه تسکین پس از اتمام امتحان تخلیه میکند.
the dog ejaculates excitement when its owner arrives.
سگ هیجان خود را وقتی صاحبش میرسد تخلیه میکند.
she ejaculates her dreams into reality with hard work.
او رویاهای خود را با تلاش زیاد به واقعیت تبدیل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید