ejectments

[ایالات متحده]/ɪˈdʒɛktmənt/
[بریتانیا]/ɪˈdʒɛktmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدام به اخراج یا حذف کسی از یک املاک؛ محرومیت از حق اجاره یا حق مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

ejectment action

اقدام تخلیه

ejectment order

دستور تخلیه

ejectment process

فرآیند تخلیه

ejectment notice

اطلاع‌رسانی تخلیه

ejectment claim

ادعای تخلیه

ejectment remedy

راه حل تخلیه

ejectment trial

دادرسی تخلیه

ejectment defense

دفاع تخلیه

ejectment rights

حقوق تخلیه

ejectment proceedings

دادخواست تخلیه

جملات نمونه

the court ruled in favor of the ejectment of the tenant.

دادگاه به نفع اخراج مستاجر رای داد.

ejectment proceedings can be lengthy and complicated.

دادخواست‌های اخراج می‌توانند طولانی و پیچیده باشند.

he faced an ejectment notice after failing to pay rent.

پس از عدم پرداخت اجاره، او با اخطار تخلیه مواجه شد.

the landlord initiated an ejectment process against the squatters.

مالک با متخلقان روند اخراج را آغاز کرد.

legal advice is crucial during an ejectment process.

مشاوره حقوقی در طول فرآیند اخراج بسیار مهم است.

they were able to delay the ejectment with a temporary injunction.

آنها توانستند با یک دستور قضایی موقت، اخراج را به تأخیر بیندازند.

the ejectment was finalized after several court hearings.

اخراج پس از چندین جلسه دادگاه نهایی شد.

understanding the laws regarding ejectment is important for landlords.

درک قوانین مربوط به اخراج برای مالکان مهم است.

they contested the ejectment in court, arguing it was unjust.

آنها اخراج را در دادگاه به چالش کشیدند و استدلال کردند که غیرمنصفانه است.

the process of ejectment often involves multiple legal steps.

فرآیند اخراج اغلب شامل چندین مرحله قانونی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید