elas

[ایالات متحده]/ˈelæs/
[بریتانیا]/ˈelæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. ارتش مردمی آزادی یونانی؛ ارتش مردمی آزادی یونانی، یک گروه مقاومت ضد فاشیست یونانی در جنگ جهانی دوم؛ سیستم تحلیل گردآوری اطلاعات کارشناس

جملات نمونه

the books belong to them, specifically elas.

کتاب‌ها متعلق به آن‌هاست، به ویژه ایلاس.

among all the students, elas showed the most improvement.

بین تمام دانش‌آموزان، ایلاس بیشترین پیشرفت را نشان داد.

the committee consisted entirely of elas, with no male members present.

کمیته به طور کامل از ایلاس‌ها تشکیل شده بود و هیچ عضو مردی در آن حضور نداشت.

we gave the awards directly to elas themselves, not to anyone else.

ما جوایز را مستقیماً به ایلاس‌ها خود دادیم، نه به هیچ کس دیگری.

they said that elas would arrive early for the meeting.

آن‌ها گفتند که ایلاس زودتر برای جلسه خواهد آمد.

the project was designed especially for elas and their specific needs.

این پروژه به ویژه برای ایلاس و نیازهای خاص آن‌ها طراحی شده است.

all of elas participated in the charity event last weekend.

همه ایلاس‌ها در رویداد خیریه گذشته هفته شرکت کردند.

the scientists, elas included, made a significant breakthrough.

علمایی که ایلاس نیز در میان آن‌ها بود، یک پیشرفت معنی‌دار داشتند.

without elas, the team would never have succeeded in the competition.

بدون ایلاس، تیم در مسابقه موفق نمی‌شد.

the flowers were delivered to elas at their office address.

گل‌ها به ایلاس در آدرس دفتر کار آن‌ها تحویل داده شد.

both elas and the other volunteers worked tirelessly through the night.

هر دو ایلاس و دیگر داوطلبان به طور خستگی‌ناکی در طول شب کار کردند.

they believe that elas have earned this recognition through hard work.

آن‌ها باور دارند که ایلاس‌ها این شناخت را از طریق کار سخت به دست آورده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید