electioneers rally
گردهمایی تبلیغاتی
electioneers campaign
کمپین تبلیغاتی
electioneers vote
تبلیغات رأی دادن
electioneers support
حمایت تبلیغاتی
electioneers engage
تبلیغات مشارکت
electioneers promote
تبلیغ
electioneers organize
سازماندهی تبلیغاتی
electioneers inform
تبلیغات اطلاع رسانی
electioneers influence
تبلیغات تأثیرگذاری
electioneers strategize
تبلیغات استراتژیک
the electioneers worked tirelessly to promote their candidate.
تبلیغاتکنندگان بیوقفه تلاش کردند تا نامزد خود را ترویج کنند.
electioneers often use social media to reach younger voters.
تبلیغاتکنندگان اغلب از رسانههای اجتماعی برای دسترسی به رایدهندگان جوانتر استفاده میکنند.
the electioneers distributed flyers in the neighborhood.
تبلیغاتکنندگان بروشورها را در محله توزیع کردند.
many electioneers are volunteers who believe in the cause.
بسیاری از تبلیغاتکنندگان داوطلبان هستند که به این هدف باور دارند.
electioneers need to be persuasive and engaging.
تبلیغاتکنندگان باید متقاعد کننده و جذاب باشند.
during the campaign, the electioneers held rallies to gather support.
در طول کمپین، تبلیغاتکنندگان گردهماییهایی برگزار کردند تا حمایت جمعآوری کنند.
electioneers often face challenges from opposing parties.
تبلیغاتکنندگان اغلب با چالشهایی از سوی احزاب رقیب روبرو هستند.
effective electioneers know how to connect with the community.
تبلیغاتکنندگان موثر میدانند چگونه با جامعه ارتباط برقرار کنند.
electioneers are essential for a successful campaign.
تبلیغاتکنندگان برای یک کمپین موفق ضروری هستند.
some electioneers specialize in grassroots organizing.
برخی از تبلیغاتکنندگان در سازماندهی مردمی تخصص دارند.
electioneers rally
گردهمایی تبلیغاتی
electioneers campaign
کمپین تبلیغاتی
electioneers vote
تبلیغات رأی دادن
electioneers support
حمایت تبلیغاتی
electioneers engage
تبلیغات مشارکت
electioneers promote
تبلیغ
electioneers organize
سازماندهی تبلیغاتی
electioneers inform
تبلیغات اطلاع رسانی
electioneers influence
تبلیغات تأثیرگذاری
electioneers strategize
تبلیغات استراتژیک
the electioneers worked tirelessly to promote their candidate.
تبلیغاتکنندگان بیوقفه تلاش کردند تا نامزد خود را ترویج کنند.
electioneers often use social media to reach younger voters.
تبلیغاتکنندگان اغلب از رسانههای اجتماعی برای دسترسی به رایدهندگان جوانتر استفاده میکنند.
the electioneers distributed flyers in the neighborhood.
تبلیغاتکنندگان بروشورها را در محله توزیع کردند.
many electioneers are volunteers who believe in the cause.
بسیاری از تبلیغاتکنندگان داوطلبان هستند که به این هدف باور دارند.
electioneers need to be persuasive and engaging.
تبلیغاتکنندگان باید متقاعد کننده و جذاب باشند.
during the campaign, the electioneers held rallies to gather support.
در طول کمپین، تبلیغاتکنندگان گردهماییهایی برگزار کردند تا حمایت جمعآوری کنند.
electioneers often face challenges from opposing parties.
تبلیغاتکنندگان اغلب با چالشهایی از سوی احزاب رقیب روبرو هستند.
effective electioneers know how to connect with the community.
تبلیغاتکنندگان موثر میدانند چگونه با جامعه ارتباط برقرار کنند.
electioneers are essential for a successful campaign.
تبلیغاتکنندگان برای یک کمپین موفق ضروری هستند.
some electioneers specialize in grassroots organizing.
برخی از تبلیغاتکنندگان در سازماندهی مردمی تخصص دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید