electrocutes animals
جانوران را الکترک می کند
electrocutes people
افراد را الکترک می کند
electrocutes fish
ماهی ها را الکترک می کند
electrocutes wires
سیم ها را الکترک می کند
electrocutes devices
دستگاه ها را الکترک می کند
electrocutes circuits
مدارها را الکترک می کند
electrocutes pests
آفات را الکترک می کند
electrocutes intruders
متجاوزین را الکترک می کند
electrocutes equipment
تجهیزات را الکترک می کند
electrocutes workers
کارگران را الکترک می کند
the faulty wire electrocutes anyone who touches it.
سیم معیوب هر کسی را که به آن دست بزند، برقگرفتگی میکند.
he accidentally electrocutes himself while fixing the appliance.
او به طور تصادفی در حین تعمیر لوازم خانگی خود را برقگرفتگی میکند.
the high voltage line electrocutes birds that land on it.
خط ولتاژ بالا پرندگانی را که روی آن مینشینند، برقگرفتگی میکند.
improper safety measures can lead to electrocutes on the job.
عدم رعایت اقدامات ایمنی مناسب میتواند منجر به برقگرفتگی در محل کار شود.
he was warned not to get too close to the area that electrocutes.
به او هشدار داده شد که نباید خیلی نزدیک به منطقهای که برقگرفتگی میکند، برود.
the electric fence electrocutes any animals trying to cross.
فنس الکتریکی هر حیوانی را که سعی میکند از آن عبور کند، برقگرفتگی میکند.
she narrowly avoided a situation that could have electrocutes her.
او به طور جدی از قرار گرفتن در موقعیتی که میتوانست او را برقگرفتگی کند، اجتناب کرد.
he was shocked to learn that the water could electrocutes him.
او شوکه شد وقتی فهمید که آب میتواند او را برقگرفتگی کند.
during the storm, lightning electrocutes several trees.
در طول طوفان، صاعقه چندین درخت را برقگرفتگی میکند.
they had to shut down the power to prevent electrocutes.
آنها مجبور شدند برق را خاموش کنند تا از برقگرفتگی جلوگیری کنند.
electrocutes animals
جانوران را الکترک می کند
electrocutes people
افراد را الکترک می کند
electrocutes fish
ماهی ها را الکترک می کند
electrocutes wires
سیم ها را الکترک می کند
electrocutes devices
دستگاه ها را الکترک می کند
electrocutes circuits
مدارها را الکترک می کند
electrocutes pests
آفات را الکترک می کند
electrocutes intruders
متجاوزین را الکترک می کند
electrocutes equipment
تجهیزات را الکترک می کند
electrocutes workers
کارگران را الکترک می کند
the faulty wire electrocutes anyone who touches it.
سیم معیوب هر کسی را که به آن دست بزند، برقگرفتگی میکند.
he accidentally electrocutes himself while fixing the appliance.
او به طور تصادفی در حین تعمیر لوازم خانگی خود را برقگرفتگی میکند.
the high voltage line electrocutes birds that land on it.
خط ولتاژ بالا پرندگانی را که روی آن مینشینند، برقگرفتگی میکند.
improper safety measures can lead to electrocutes on the job.
عدم رعایت اقدامات ایمنی مناسب میتواند منجر به برقگرفتگی در محل کار شود.
he was warned not to get too close to the area that electrocutes.
به او هشدار داده شد که نباید خیلی نزدیک به منطقهای که برقگرفتگی میکند، برود.
the electric fence electrocutes any animals trying to cross.
فنس الکتریکی هر حیوانی را که سعی میکند از آن عبور کند، برقگرفتگی میکند.
she narrowly avoided a situation that could have electrocutes her.
او به طور جدی از قرار گرفتن در موقعیتی که میتوانست او را برقگرفتگی کند، اجتناب کرد.
he was shocked to learn that the water could electrocutes him.
او شوکه شد وقتی فهمید که آب میتواند او را برقگرفتگی کند.
during the storm, lightning electrocutes several trees.
در طول طوفان، صاعقه چندین درخت را برقگرفتگی میکند.
they had to shut down the power to prevent electrocutes.
آنها مجبور شدند برق را خاموش کنند تا از برقگرفتگی جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید