electroplated

[ایالات متحده]/ɪˈlɛktrəʊˌpleɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈlɛktroʊˌpleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته electroplate

عبارات و ترکیب‌ها

electroplated surface

سطح آبکاری شده

electroplated finish

پوشش آبکاری شده

electroplated layer

لایه آبکاری شده

electroplated metal

فلز آبکاری شده

electroplated coating

روکش آبکاری شده

electroplated parts

قطعات آبکاری شده

electroplated jewelry

جواهرات آبکاری شده

electroplated components

قطعات آبکاری شده

electroplated items

وسایل آبکاری شده

electroplated products

محصولات آبکاری شده

جملات نمونه

the metal parts were electroplated to prevent rust.

قطعات فلزی برای جلوگیری از زنگ زدگی آبکاری شدند.

electroplated jewelry often has a shiny finish.

جواهرات آبکاری شده اغلب دارای روکش براقی هستند.

the electroplated coating enhances durability.

روکش آبکاری شده دوام را افزایش می دهد.

we use electroplated components in our products.

ما از قطعات آبکاری شده در محصولات خود استفاده می کنیم.

electroplated surfaces are easier to clean.

سطوح آبکاری شده تمیز کردن آنها آسان تر است.

she bought an electroplated vase for her collection.

او یک گلدان آبکاری شده برای مجموعه اش خرید.

electroplated finishes can sometimes fade over time.

روکش های آبکاری شده گاهی اوقات ممکن است در طول زمان محو شوند.

many automotive parts are electroplated for protection.

بخش های زیادی از خودرو برای محافظت آبکاری می شوند.

the electroplated layer provides a barrier against corrosion.

لایه آبکاری شده یک سد در برابر خوردگی ایجاد می کند.

he specializes in electroplated metal art.

او در هنر فلزی آبکاری شده تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید