electroplated surface
سطح آبکاری شده
electroplated finish
پوشش آبکاری شده
electroplated layer
لایه آبکاری شده
electroplated metal
فلز آبکاری شده
electroplated coating
روکش آبکاری شده
electroplated parts
قطعات آبکاری شده
electroplated jewelry
جواهرات آبکاری شده
electroplated components
قطعات آبکاری شده
electroplated items
وسایل آبکاری شده
electroplated products
محصولات آبکاری شده
the metal parts were electroplated to prevent rust.
قطعات فلزی برای جلوگیری از زنگ زدگی آبکاری شدند.
electroplated jewelry often has a shiny finish.
جواهرات آبکاری شده اغلب دارای روکش براقی هستند.
the electroplated coating enhances durability.
روکش آبکاری شده دوام را افزایش می دهد.
we use electroplated components in our products.
ما از قطعات آبکاری شده در محصولات خود استفاده می کنیم.
electroplated surfaces are easier to clean.
سطوح آبکاری شده تمیز کردن آنها آسان تر است.
she bought an electroplated vase for her collection.
او یک گلدان آبکاری شده برای مجموعه اش خرید.
electroplated finishes can sometimes fade over time.
روکش های آبکاری شده گاهی اوقات ممکن است در طول زمان محو شوند.
many automotive parts are electroplated for protection.
بخش های زیادی از خودرو برای محافظت آبکاری می شوند.
the electroplated layer provides a barrier against corrosion.
لایه آبکاری شده یک سد در برابر خوردگی ایجاد می کند.
he specializes in electroplated metal art.
او در هنر فلزی آبکاری شده تخصص دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید