elf-root

[ایالات متحده]/[ˈɛlfrʊt]/
[بریتانیا]/[ˈɛlfrʊt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه گلدار چمنی که دارای ریزنیشانی عطردار است (Asarum europaeum)؛ ریزنیشان گیاه گرگ چکیده، که به عنوان یک طعم‌دهنده و در پزشکی سنتی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

elf-root tea

چای ریشه الف

find elf-root

یافتن ریشه الف

elf-root harvest

جمع آوری ریشه الف

elf-root grove

حوزه ریشه الف

elf-root essence

جوش ریشه الف

growing elf-root

رشد ریشه الف

elf-root remedy

درمان با ریشه الف

elf-roots bloom

گل‌گشایی ریشه‌های الف

collect elf-root

جمع آوری ریشه الف

elf-root fields

میدان‌های ریشه الف

جملات نمونه

she added a teaspoon of elf-root to her herbal tea for a soothing effect.

او یک چای گیاهی را با یک چایچه از ریشه فلی ریخت تا اثر آرامبخشی داشته باشد.

the herbalist recommended elf-root for easing respiratory congestion.

گیاه‌پزشک ریشه فلی را برای کاهش انسداد تنفسی توصیه کرد.

he carefully harvested the elf-root, ensuring not to damage the roots.

او با دقت ریشه فلی را برداشت و از آسیب رساندن به ریشه‌ها جلوگیری کرد.

the recipe called for dried elf-root and a pinch of rosemary.

این دستور پخت و پز از ریشه فلی خشک و یک مقدار کم از رزماری نیاز داشت.

wild elf-root grows abundantly in the shaded forest floor.

ریشه فلی جنگلی در زمین جنگل‌های تاریک به طور فراوان رشد می‌کند.

she researched the traditional uses of elf-root in ancient medicine.

او کاربردهای سنتی ریشه فلی در پزشکی باستانی را مطالعه کرد.

the hikers identified the plant as elf-root using their field guide.

پیاده‌روان با استفاده از راهنمای میدانی خود گیاه را به عنوان ریشه فلی شناسایی کردند.

he prepared an elf-root infusion to help with his cough.

او یک نوشیدنی از ریشه فلی آماده کرد تا به درمان خارشش کمک کند.

the aroma of simmering elf-root filled the kitchen with a pleasant scent.

بوی ریشه فلی در حال گرم کردن، آشپزخانه را با یک عطر لذت‌بخش پر کرد.

she purchased elf-root capsules at the health food store.

او کپسول‌های ریشه فلی را از فروشگاه غذاهای سالم خرید.

the study investigated the potential benefits of elf-root extract.

این مطالعه فایده‌های احتمالی استخراج ریشه فلی را بررسی کرد.

he blended fresh elf-root into a smoothie for added nutrients.

او ریشه فلی تازه را در یک نوشیدنی سبزی جویند تا از مواد مغذی بیشتری برخوردار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید