elitisms

[ایالات متحده]/ɪˈliːtɪzəmz/
[بریتانیا]/ɪˈliːtɪzəmz/

ترجمه

n. اعتقاد به اینکه یک جامعه یا سیستم باید توسط یک نخبگان رهبری شود

عبارات و ترکیب‌ها

social elitisms

تبعیضات اجتماعی

cultural elitisms

تبعیضات فرهنگی

economic elitisms

تبعیضات اقتصادی

political elitisms

تبعیضات سیاسی

intellectual elitisms

تبعیضات فکری

artistic elitisms

تبعیضات هنری

educational elitisms

تبعیضات آموزشی

media elitisms

تبعیضات رسانه ای

scientific elitisms

تبعیضات علمی

technological elitisms

تبعیضات فناورانه

جملات نمونه

elitisms can create barriers to entry in various fields.

تبعیض‌ها می‌توانند موانعی برای ورود به حوزه‌های مختلف ایجاد کنند.

critics argue that elitisms undermine democratic values.

منتقدان استدلال می‌کنند که تبعیض‌ها ارزش‌های دموکراتیک را تضعیف می‌کنند.

many believe that elitisms lead to social inequality.

بسیاری معتقدند که تبعیض‌ها منجر به نابرابری اجتماعی می‌شوند.

elitisms often manifest in exclusive clubs and organizations.

تبعیض‌ها اغلب در قالب باشگاه‌ها و سازمان‌های انحصاری ظاهر می‌شوند.

addressing elitisms is crucial for fostering inclusivity.

رسیدگی به تبعیض‌ها برای ترویج فراگیری بسیار مهم است.

elitisms can alienate those who feel marginalized.

تبعیض‌ها می‌توانند کسانی را که احساس طردشدگی می‌کنند، بیگانه کنند.

some educational systems perpetuate elitisms among students.

برخی از سیستم‌های آموزشی تبعیض‌ها را در بین دانش‌آموزان تداوم می‌بخشند.

elitisms often influence political decision-making processes.

تبعیض‌ها اغلب بر فرآیندهای تصمیم‌گیری سیاسی تأثیر می‌گذارند.

challenging elitisms requires collective action from the community.

به چالش کشیدن تبعیض‌ها نیازمند اقدام جمعی از سوی جامعه است.

elitisms can hinder the progress of innovation and creativity.

تبعیض‌ها می‌توانند پیشرفت نوآوری و خلاقیت را مختل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید