elkwood

[ایالات متحده]/ˈɛlkwʊd/
[بریتانیا]/ˈɛlkwʊd/

ترجمه

n. چوب از درختان مرتبط با یا یافت شده در زیستگاه‌های گوزن؛ نوعی چوب یا منطقه جنگلی
شکل‌های واژه
جمعelkwoods

عبارات و ترکیب‌ها

in the elkwood

در جنگل اَلکوود

elkwood forest

جنگل اَلکوود

through the elkwood

از طریق جنگل اَلکوود

ancient elkwood

اَلکوود باستانی

dark elkwood

اَلکوود تاریک

elkwood trees

درختان اَلکوود

the elkwood's edge

کناره اَلکوود

into elkwood

در داخل اَلکوود

beyond elkwood

فراتر از اَلکوود

elkwood realm

نواحی اَلکوود

جملات نمونه

the cabin was built from solid elkwood beams that had been cured for months.

خانه از تیرهای چوب اولک درختی جامد ساخته شده بود که ماه‌ها درمان شده بودند.

an ancient elkwood forest stretched across the valley, home to many elk herds.

یک جنگل قدیمی از چوب اولک در دشت گسترده بود، زیستگاه چندین گله اولک بود.

the master craftsman carved intricate designs into the elkwood sculpture.

تکنیک‌گر ماهر طرح‌های پیچیده را روی اسکلت چوب اولک کار گذاشت.

they gathered elkwood for the winter fire, knowing it would burn slowly.

آن‌ها چوب اولک را جمع‌آوری کردند تا در آتش زمستانی استفاده کنند، می‌دانستند که آن به‌آرامی می‌سوزد.

the heirloom elkwood dining table had been in their family for generations.

میز غذاخوری از چوب اولک از چند نسل پیش در خانواده‌شان بود.

a gentle fragrance of elkwood filled the air as the sun warmed the forest.

با گرم شدن جنگل توسط خورشید، بوی نرم چوب اولک هوا را پر کرد.

the weathered elkwood fence stood strong against the winter storms.

بامبی از چوب اولک که زیان دیده بود، در برابر بادهای زمستانی مقاومت می‌کرد.

native americans traditionally used elkwood for making hunting bows and tools.

آمریکایی‌های ساکن سنتی از چوب اولک برای ساختن کمان‌های شکار و ابزار استفاده می‌کردند.

the old footbridge creaked underfoot as it was built entirely of elkwood.

پل پایی قدیمی زیر پای انسان‌ها فریاد می‌کشید چون کاملاً از چوب اولک ساخته شده بود.

handcrafted elkwood carvings became popular souvenirs for tourists visiting the region.

کارهای چوب اولک دست ساز به یادگارهای محبوب برای بازدیدکنندگان منطقه تبدیل شدند.

the village shaman carried an elkwood staff during important ceremonies.

شامان روستا در مراسم‌های مهم یک دست‌کش از چوب اولک حمل می‌کرد.

sustainable harvesting of elkwood has become common practice among local loggers.

جمع‌آوری پایدار چوب اولک در میان کارگران چوب محلی به روش رایج تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید