eludings

[ایالات متحده]/ɪˈluːdɪŋz/
[بریتانیا]/ɪˈluːdɪŋz/

ترجمه

vt. از چیزی اجتناب کردن یا فرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

eludings the issue

اجتناب از موضوع

eludings the truth

اجتناب از حقیقت

eludings responsibility

اجتناب از مسئولیت

eludings the facts

اجتناب از حقایق

eludings the topic

اجتناب از موضوع

eludings the question

اجتناب از سوال

eludings the details

اجتناب از جزئیات

eludings the conflict

اجتناب از درگیری

eludings the challenge

اجتناب از چالش

eludings the consequences

اجتناب از عواقب

جملات نمونه

he was eluding the authorities for weeks.

او برای هفته‌ها از مقامات دوری می‌کرد.

the cat is skilled at eluding capture.

گربه در فرار از دست گرفتن مهارت دارد.

she kept eluding my questions during the interview.

او در طول مصاحبه مدام از پاسخ دادن به سوالات من طفره می‌رفت.

the thief was eluding the police in the dark alley.

سارق در کوچه تاریک از پلیس فرار می‌کرد.

eluding responsibilities can lead to bigger problems.

دوری از مسئولیت‌ها می‌تواند منجر به مشکلات بزرگتر شود.

the rabbit is adept at eluding predators.

خرگوش در فرار از شکارچیان ماهر است.

she felt like she was eluding reality.

او احساس می‌کرد که از واقعیت دور است.

he is known for eluding difficult situations.

او به خاطر فرار از موقعیت‌های دشوار شناخته شده است.

they spent the night eluding capture in the woods.

آنها شب را در جنگل فرار می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید