embalms

[ایالات متحده]/ɪmˈbɑːmz/
[بریتانیا]/ɪmˈbɑlmz/

ترجمه

v. چیزی را به یاد ماندنی کردن؛ پر کردن با عطر
n. حفظ یک جسد از تجزیه

عبارات و ترکیب‌ها

embalms the body

جسد را مومیایی می‌کند

embalms with care

با دقت مومیایی می‌کند

embalms the deceased

جسد متوفی را مومیایی می‌کند

embalms for burial

برای تدفین مومیایی می‌کند

embalms using chemicals

با استفاده از مواد شیمیایی مومیایی می‌کند

embalms with respect

با احترام مومیایی می‌کند

embalms the remains

خاکسترها را مومیایی می‌کند

embalms for preservation

برای حفظ بقایای بدن مومیایی می‌کند

embalms in tradition

بر اساس سنت مومیایی می‌کند

embalms with dignity

با وقار مومیایی می‌کند

جملات نمونه

the mortician embalms the body for the funeral.

متصدی تشریفات جسد، جسد را برای تشییع جنازه سرد می‌کند.

she embalms memories of her childhood in her heart.

او خاطرات دوران کودکی خود را در قلبش حفظ می‌کند.

the artist embalms his emotions in every painting.

هنرمند احساسات خود را در هر نقاشی جاودانه می‌کند.

he embalms the essence of nature in his photographs.

او جوهر طبیعت را در عکس‌هایش حفظ می‌کند.

the scientist embalms specimens for research purposes.

دانشمند نمونه‌ها را برای اهداف تحقیقاتی حفظ می‌کند.

traditionally, the process that embalms the deceased is sacred.

به طور سنتی، فرآیندی که جسد را سرد می‌کند، مقدس است.

she believes that love embalms the soul.

او معتقد است که عشق روح را جاودانه می‌کند.

the museum embalms historical artifacts for preservation.

موزه آثار باستانی را برای حفظ و نگهداری حفظ می‌کند.

he embalms his thoughts in his writings.

او افکار خود را در نوشته‌هایش حفظ می‌کند.

the technique that embalms the body has evolved over time.

تکنیکی که جسد را سرد می‌کند، در طول زمان تکامل یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید