embalms the body
جسد را مومیایی میکند
embalms with care
با دقت مومیایی میکند
embalms the deceased
جسد متوفی را مومیایی میکند
embalms for burial
برای تدفین مومیایی میکند
embalms using chemicals
با استفاده از مواد شیمیایی مومیایی میکند
embalms with respect
با احترام مومیایی میکند
embalms the remains
خاکسترها را مومیایی میکند
embalms for preservation
برای حفظ بقایای بدن مومیایی میکند
embalms in tradition
بر اساس سنت مومیایی میکند
embalms with dignity
با وقار مومیایی میکند
the mortician embalms the body for the funeral.
متصدی تشریفات جسد، جسد را برای تشییع جنازه سرد میکند.
she embalms memories of her childhood in her heart.
او خاطرات دوران کودکی خود را در قلبش حفظ میکند.
the artist embalms his emotions in every painting.
هنرمند احساسات خود را در هر نقاشی جاودانه میکند.
he embalms the essence of nature in his photographs.
او جوهر طبیعت را در عکسهایش حفظ میکند.
the scientist embalms specimens for research purposes.
دانشمند نمونهها را برای اهداف تحقیقاتی حفظ میکند.
traditionally, the process that embalms the deceased is sacred.
به طور سنتی، فرآیندی که جسد را سرد میکند، مقدس است.
she believes that love embalms the soul.
او معتقد است که عشق روح را جاودانه میکند.
the museum embalms historical artifacts for preservation.
موزه آثار باستانی را برای حفظ و نگهداری حفظ میکند.
he embalms his thoughts in his writings.
او افکار خود را در نوشتههایش حفظ میکند.
the technique that embalms the body has evolved over time.
تکنیکی که جسد را سرد میکند، در طول زمان تکامل یافته است.
embalms the body
جسد را مومیایی میکند
embalms with care
با دقت مومیایی میکند
embalms the deceased
جسد متوفی را مومیایی میکند
embalms for burial
برای تدفین مومیایی میکند
embalms using chemicals
با استفاده از مواد شیمیایی مومیایی میکند
embalms with respect
با احترام مومیایی میکند
embalms the remains
خاکسترها را مومیایی میکند
embalms for preservation
برای حفظ بقایای بدن مومیایی میکند
embalms in tradition
بر اساس سنت مومیایی میکند
embalms with dignity
با وقار مومیایی میکند
the mortician embalms the body for the funeral.
متصدی تشریفات جسد، جسد را برای تشییع جنازه سرد میکند.
she embalms memories of her childhood in her heart.
او خاطرات دوران کودکی خود را در قلبش حفظ میکند.
the artist embalms his emotions in every painting.
هنرمند احساسات خود را در هر نقاشی جاودانه میکند.
he embalms the essence of nature in his photographs.
او جوهر طبیعت را در عکسهایش حفظ میکند.
the scientist embalms specimens for research purposes.
دانشمند نمونهها را برای اهداف تحقیقاتی حفظ میکند.
traditionally, the process that embalms the deceased is sacred.
به طور سنتی، فرآیندی که جسد را سرد میکند، مقدس است.
she believes that love embalms the soul.
او معتقد است که عشق روح را جاودانه میکند.
the museum embalms historical artifacts for preservation.
موزه آثار باستانی را برای حفظ و نگهداری حفظ میکند.
he embalms his thoughts in his writings.
او افکار خود را در نوشتههایش حفظ میکند.
the technique that embalms the body has evolved over time.
تکنیکی که جسد را سرد میکند، در طول زمان تکامل یافته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید