embargoed

[ایالات متحده]/ɪmˈbɑːɡəʊd/
[بریتانیا]/ɪmˈbɑrɡoʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ممنوع کردن تجارت یا بازرگانی

عبارات و ترکیب‌ها

embargoed goods

کالاها با تحریم

embargoed information

اطلاعات مشمول تحریم

embargoed report

گزارش مشمول تحریم

embargoed data

اطلاعات مشمول تحریم

embargoed shipment

ارسال مشمول تحریم

embargoed release

انتشار مشمول تحریم

embargoed materials

مواد مشمول تحریم

embargoed assets

دارایی‌های مشمول تحریم

embargoed exports

صادرات مشمول تحریم

embargoed transactions

معاملات مشمول تحریم

جملات نمونه

the report is embargoed until next week.

گزارش تا هفته آینده ممنوع انتشار است.

journalists received embargoed information about the event.

روزنامه‌نگاران اطلاعات ممنوع انتشار در مورد رویداد دریافت کردند.

all details of the study are embargoed for now.

تمام جزئیات مطالعه در حال حاضر ممنوع انتشار هستند.

researchers must adhere to the embargoed timeline.

محققان باید به جدول زمانی ممنوع انتشار پایبند باشند.

the company announced an embargoed product launch.

شرکت از عرضه محصول ممنوع انتشار خبر کرد.

embargoed data can lead to unfair advantages.

اطلاعات ممنوع انتشار می‌تواند منجر به مزیت‌های ناعادلانه شود.

she was given embargoed access to the new findings.

به او دسترسی ممنوع انتشار به یافته‌های جدید داده شد.

they issued an embargoed statement regarding the merger.

آنها بیانیه ممنوع انتشار در مورد ادغام منتشر کردند.

violating an embargoed agreement can have consequences.

نقض یک توافقنامه ممنوع انتشار می‌تواند عواقبی داشته باشد.

embargoed materials must be handled with care.

مواد ممنوع انتشار باید با احتیاط رفتار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید