embarking

[ایالات متحده]/ɪmˈbɑːkɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈbɑrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوار شدن بر روی یک کشتی یا هواپیما؛ بارگیری محموله بر روی یک وسیله نقلیه؛ درگیر شدن در یک دوره اقدام

عبارات و ترکیب‌ها

embarking on

در حال شروع

embarking upon

در حال شروع

embarking together

با هم شروع کردن

embarking now

اکنون شروع کردن

embarking soon

به زودی شروع کردن

embarking boldly

با شجاعت شروع کردن

embarking carefully

با دقت شروع کردن

embarking fully

به طور کامل شروع کردن

embarking swiftly

به سرعت شروع کردن

جملات نمونه

we are embarking on a new adventure.

ما در حال آغاز یک ماجراجویی جدید هستیم.

she is embarking on a journey of self-discovery.

او در حال آغاز سفری برای کشف خود است.

they are embarking on a project to improve the community.

آنها در حال آغاز پروژه‌ای برای بهبود جامعه هستند.

he is embarking on a career in medicine.

او در حال آغاز شغلی در زمینه پزشکی است.

the team is embarking on a new research initiative.

تیم در حال آغاز یک طرح تحقیقاتی جدید است.

we are embarking on a mission to help the environment.

ما در حال آغاز مأموریتی برای کمک به محیط زیست هستیم.

she is embarking on a quest for knowledge.

او در حال آغاز جستجویی برای دانش است.

they are embarking on a journey to explore new cultures.

آنها در حال آغاز سفری برای کشف فرهنگ‌های جدید هستند.

he is embarking on a path to personal growth.

او در حال آغاز مسیری برای رشد شخصی است.

we are embarking on an innovative technology project.

ما در حال آغاز یک پروژه فناوری نوآورانه هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید