embroiders

[ایالات متحده]/ɪmˈbrɔɪdəz/
[بریتانیا]/ɪmˈbrɔɪdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با کارهای سوزن‌دوزی پارچه را تزئین کردن؛ داستان را زیباتر یا بهبود بخشیدن؛ افزودن جزئیات یا تزئینات

عبارات و ترکیب‌ها

embroiders fabric

قماش را گلدوزی می‌کند

embroiders designs

طرح‌ها را گلدوزی می‌کند

embroiders patterns

الگوها را گلدوزی می‌کند

embroiders artwork

آثار هنری را گلدوزی می‌کند

embroiders threads

نخ‌ها را گلدوزی می‌کند

embroiders garments

لباس‌ها را گلدوزی می‌کند

embroiders logos

لوگوها را گلدوزی می‌کند

embroiders initials

حرف‌های اول را گلدوزی می‌کند

embroiders gifts

هدیه‌ها را گلدوزی می‌کند

embroiders patches

پارچه‌های وصله‌دار را گلدوزی می‌کند

جملات نمونه

she embroiders beautiful patterns on fabric.

او طرح‌های زیبا را روی پارچه گلدوزی می‌کند.

he embroiders intricate designs for his clients.

او طرح‌های پیچیده را برای مشتریانش گلدوزی می‌کند.

the artist embroiders stories into her artwork.

هنرمند داستان‌ها را در آثار هنری خود گلدوزی می‌کند.

my grandmother embroiders every holiday gift.

مادربزرگم هر هدیه تعطیلات را گلدوزی می‌کند.

she embroiders her initials on her clothing.

او حروف اول نام خود را روی لباس‌هایش گلدوزی می‌کند.

he embroiders a sense of nostalgia into his designs.

او حس نوستالژی را در طرح‌های خود گلدوزی می‌کند.

the workshop teaches how to embroider effectively.

کارگاه آموزشی نحوه گلدوزی موثر را آموزش می‌دهد.

she embroiders flowers on tablecloths for decoration.

او گل‌ها را روی رومیزی‌ها برای تزئین گلدوزی می‌کند.

he embroiders his experiences into his writing.

او تجربیات خود را در نوشته‌هایش گلدوزی می‌کند.

they embroiders their family crest on jackets.

آنها نشان خانوادگی خود را روی ژاکت‌ها گلدوزی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید