emotionalized

[ایالات متحده]/ɪˈməʊʃənəlaɪzd/
[بریتانیا]/ɪˈmoʊʃənəlaɪzd/

ترجمه

vt. با اهمیت عاطفی پر کردن; برانگیختن یا تحریک احساسات قوی; عاطفی بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

emotionally emotionalized

احساسی احساس‌گرا

highly emotionalized

بسیار احساسی

deeply emotionalized

به شدت احساسی

overly emotionalized

بیش از حد احساسی

extremely emotionalized

به طور فوق العاده احساسی

visually emotionalized

به صورت بصری احساس‌گرا

culturally emotionalized

به صورت فرهنگی احساس‌گرا

socially emotionalized

به صورت اجتماعی احساس‌گرا

personally emotionalized

به صورت شخصی احساس‌گرا

جملات نمونه

she emotionalized her story to connect with the audience.

او داستان خود را احساسی کرد تا با مخاطبان ارتباط برقرار کند.

he often emotionalized his speeches to inspire others.

او اغلب سخنرانی های خود را احساسی می کرد تا دیگران را الهام بخشند.

the movie emotionalized the characters' struggles beautifully.

فیلم به زیبایی مبارزات شخصیت ها را احساسی کرد.

they emotionalized the event with touching music.

آنها رویداد را با موسیقی دلنشین احساسی کردند.

the artist emotionalized the painting with vibrant colors.

هنرمند نقاشی را با رنگ های زنده احساسی کرد.

she emotionalized her writing to resonate with readers.

او نوشتار خود را احساسی کرد تا با خوانندگان همخوانی داشته باشد.

the campaign emotionalized the cause to garner support.

کمپین هدف را برای جلب حمایت احساسی کرد.

he emotionalized his memories to convey their significance.

او خاطرات خود را احساسی کرد تا اهمیت آنها را نشان دهد.

they emotionalized the presentation with personal stories.

آنها ارائه را با داستان های شخصی احساسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید