emulative

[ایالات متحده]/ˈɛm.jʊ.lə.tɪv/
[بریتانیا]/ˈɛm.jə.lə.tɪv/

ترجمه

adj. تلاش برای برابر شدن یا برتری یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

emulative behavior

رفتار تقلیدی

emulative strategy

استراتژی تقلیدی

emulative action

عمل تقلیدی

emulative model

مدل تقلیدی

emulative learning

یادگیری تقلیدی

emulative approach

رویکرد تقلیدی

emulative competition

رقابت تقلیدی

emulative practice

تمرین تقلیدی

emulative culture

فرهنگ تقلیدی

emulative innovation

نوآوری تقلیدی

جملات نمونه

his emulative spirit drove him to achieve great success.

روحه‌ی تقلیدی او باعث شد به موفقیت‌های بزرگی دست یابد.

the emulative nature of the competition pushed everyone to improve.

طبیعت تقلیدی رقابت باعث شد همه تلاش کنند تا پیشرفت کنند.

she had an emulative attitude towards her colleagues.

او نسبت به همکارانش نگرشی تقلیدی داشت.

his emulative behavior was evident in the way he studied.

رفتار تقلیدی او در نحوه مطالعه‌اش آشکار بود.

the emulative drive in the team led to innovative solutions.

انگیزه تقلیدی در تیم منجر به ارائه راه حل‌های نوآورانه شد.

she admired the emulative qualities of her mentor.

او از ویژگی‌های تقلیدی مربی خود قدردانی می‌کرد.

his emulative actions inspired others to follow suit.

اقدامات تقلیدی او الهام بخش دیگران برای پیروی از او شد.

the emulative aspect of learning can enhance skills.

جنبه تقلیدی یادگیری می‌تواند مهارت‌ها را افزایش دهد.

they fostered an emulative environment in the classroom.

آنها یک محیط تقلیدی در کلاس درس ایجاد کردند.

her emulative mindset helped her excel in her career.

نگرش تقلیدی او به او کمک کرد تا در حرفه خود پیشرفت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید