enamor someone
شیفته کردن کسی
enamor with charm
شیفته کردن با جذابیت
enamor of love
شیفته عشق
enamor the heart
شیفته کردن قلب
enamor through art
شیفته شدن از طریق هنر
enamor by words
شیفته شدن با کلمات
enamor with passion
شیفته اشتیاق
enamor in silence
شیفته سکوت
enamor for life
شیفته برای زندگی
she was completely enamored with the beautiful sunset.
او کاملاً با غروب خورشید زیبا مجذوب شده بود.
he tried to enamor her with his charm and wit.
او سعی کرد او را با جذابیت و هوش خود مجذوب کند.
the novel is about a young couple who enamor each other.
این رمان درباره یک زوج جوان است که مجذوب یکدیگر می شوند.
many fans have become enamored with the new singer.
بسیاری از طرفداران با خواننده جدید مجذوب شده اند.
it’s easy to enamor someone with a kind gesture.
با یک حرکت مهربانانه، مجذوب کردن کسی آسان است.
she became enamored with the idea of traveling the world.
او با ایده سفر در سراسر جهان مجذوب شد.
his passion for art enamored everyone around him.
اشتیاق او به هنر همه اطرافیان را مجذوب خود کرد.
they were enamored with the quaint little town they visited.
آنها با شهر کوچک و جذاب که بازدید کردند مجذوب شدند.
the puppy quickly enamored the entire family.
سگ بچه به سرعت کل خانواده را مجذوب خود کرد.
she is enamored with the idea of starting her own business.
او با ایده شروع کسب و کار خود مجذوب است.
enamor someone
شیفته کردن کسی
enamor with charm
شیفته کردن با جذابیت
enamor of love
شیفته عشق
enamor the heart
شیفته کردن قلب
enamor through art
شیفته شدن از طریق هنر
enamor by words
شیفته شدن با کلمات
enamor with passion
شیفته اشتیاق
enamor in silence
شیفته سکوت
enamor for life
شیفته برای زندگی
she was completely enamored with the beautiful sunset.
او کاملاً با غروب خورشید زیبا مجذوب شده بود.
he tried to enamor her with his charm and wit.
او سعی کرد او را با جذابیت و هوش خود مجذوب کند.
the novel is about a young couple who enamor each other.
این رمان درباره یک زوج جوان است که مجذوب یکدیگر می شوند.
many fans have become enamored with the new singer.
بسیاری از طرفداران با خواننده جدید مجذوب شده اند.
it’s easy to enamor someone with a kind gesture.
با یک حرکت مهربانانه، مجذوب کردن کسی آسان است.
she became enamored with the idea of traveling the world.
او با ایده سفر در سراسر جهان مجذوب شد.
his passion for art enamored everyone around him.
اشتیاق او به هنر همه اطرافیان را مجذوب خود کرد.
they were enamored with the quaint little town they visited.
آنها با شهر کوچک و جذاب که بازدید کردند مجذوب شدند.
the puppy quickly enamored the entire family.
سگ بچه به سرعت کل خانواده را مجذوب خود کرد.
she is enamored with the idea of starting her own business.
او با ایده شروع کسب و کار خود مجذوب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید