encumbers progress
ایجاد مشکل برای پیشرفت
encumbers growth
ایجاد مشکل برای رشد
encumbers development
ایجاد مشکل برای توسعه
encumbers efficiency
ایجاد مشکل برای کارایی
encumbers decision
ایجاد مشکل برای تصمیمگیری
encumbers process
ایجاد مشکل برای فرآیند
encumbers resources
ایجاد مشکل برای منابع
encumbers action
ایجاد مشکل برای اقدام
encumbers ability
ایجاد مشکل برای توانایی
encumbers performance
ایجاد مشکل برای عملکرد
the heavy backpack encumbers her during the hike.
کولهپشتی سنگین او را در طول پیادهروی سنگین میکند.
his responsibilities at work encumber his personal life.
مسئولیتهای او در محل کار زندگی شخصیاش را سنگین میکند.
excessive regulations can encumber business growth.
مقررات بیش از حد میتواند رشد کسب و کار را سنگین کند.
the debt encumbers their ability to invest in new projects.
بدهی توانایی آنها را برای سرمایه گذاری در پروژه های جدید سنگین میکند.
her past mistakes encumber her from moving forward.
اشتباهات گذشته او مانع از پیشرفت او میشود.
too many commitments can encumber your schedule.
تعهدات زیاد میتواند برنامه شما را سنگین کند.
the legal issues encumber the sale of the property.
مشکلات قانونی مانع از فروش ملک میشود.
his fears encumber him from taking risks.
ترسهای او مانع از به خطر انداختن او میشود.
unnecessary details can encumber the main message.
جزئیات غیر ضروری میتواند پیام اصلی را سنگین کند.
heavy regulations encumber innovation in the industry.
مقررات سنگین نوآوری در صنعت را سنگین میکند.
encumbers progress
ایجاد مشکل برای پیشرفت
encumbers growth
ایجاد مشکل برای رشد
encumbers development
ایجاد مشکل برای توسعه
encumbers efficiency
ایجاد مشکل برای کارایی
encumbers decision
ایجاد مشکل برای تصمیمگیری
encumbers process
ایجاد مشکل برای فرآیند
encumbers resources
ایجاد مشکل برای منابع
encumbers action
ایجاد مشکل برای اقدام
encumbers ability
ایجاد مشکل برای توانایی
encumbers performance
ایجاد مشکل برای عملکرد
the heavy backpack encumbers her during the hike.
کولهپشتی سنگین او را در طول پیادهروی سنگین میکند.
his responsibilities at work encumber his personal life.
مسئولیتهای او در محل کار زندگی شخصیاش را سنگین میکند.
excessive regulations can encumber business growth.
مقررات بیش از حد میتواند رشد کسب و کار را سنگین کند.
the debt encumbers their ability to invest in new projects.
بدهی توانایی آنها را برای سرمایه گذاری در پروژه های جدید سنگین میکند.
her past mistakes encumber her from moving forward.
اشتباهات گذشته او مانع از پیشرفت او میشود.
too many commitments can encumber your schedule.
تعهدات زیاد میتواند برنامه شما را سنگین کند.
the legal issues encumber the sale of the property.
مشکلات قانونی مانع از فروش ملک میشود.
his fears encumber him from taking risks.
ترسهای او مانع از به خطر انداختن او میشود.
unnecessary details can encumber the main message.
جزئیات غیر ضروری میتواند پیام اصلی را سنگین کند.
heavy regulations encumber innovation in the industry.
مقررات سنگین نوآوری در صنعت را سنگین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید