endearments

[ایالات متحده]/ɪnˈdɪə.mənts/
[بریتانیا]/ɪnˈdɪr.mənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمات یا عبارات بیانگر محبت؛ اصطلاحات محبت‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

sweet endearments

عشق های شیرین

loving endearments

عشق های پر از محبت

gentle endearments

عشق های ملایم

playful endearments

عشق های بازیگوشانه

tender endearments

عشق های لطیف

cute endearments

عشق های بامزه

affectionate endearments

عشق های محبت آمیز

romantic endearments

عشق های رمانتیک

endearing endearments

عشق های دوست داشتنی

familiar endearments

عشق های آشنا

جملات نمونه

she whispered sweet endearments in his ear.

او با لحنی محبت‌آمیز و دلنشین، حرف‌های محبت‌آمیز را در گوش او زمزمه کرد.

endearments can strengthen a relationship.

اظهارات محبت‌آمیز می‌توانند رابطه را تقویت کنند.

he often uses endearments when talking to his children.

او اغلب هنگام صحبت با فرزندانش از کلمات محبت‌آمیز استفاده می‌کند.

they exchanged endearments during their romantic dinner.

آنها در طول شام عاشقانه خود، کلمات محبت‌آمیز رد و بدل کردند.

using endearments can make conversations more intimate.

استفاده از کلمات محبت‌آمیز می‌تواند مکالمات را صمیمی‌تر کند.

she called him by various endearments throughout the day.

او در طول روز او را با نام‌های محبت‌آمیز مختلف صدا زد.

endearments are often used in poetry and songs.

کلمات محبت‌آمیز اغلب در شعر و آهنگ استفاده می‌شوند.

he felt cherished by her endearments.

او با کلمات محبت‌آمیز او مورد محبت و توجه قرار گرفت.

endearments can vary greatly between cultures.

کلمات محبت‌آمیز می‌توانند در فرهنگ‌های مختلف بسیار متفاوت باشند.

she found comfort in his soft endearments.

او در کلمات محبت‌آمیز و آرامش‌بخش او آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید