sweet endearments
عشق های شیرین
loving endearments
عشق های پر از محبت
gentle endearments
عشق های ملایم
playful endearments
عشق های بازیگوشانه
tender endearments
عشق های لطیف
cute endearments
عشق های بامزه
affectionate endearments
عشق های محبت آمیز
romantic endearments
عشق های رمانتیک
endearing endearments
عشق های دوست داشتنی
familiar endearments
عشق های آشنا
she whispered sweet endearments in his ear.
او با لحنی محبتآمیز و دلنشین، حرفهای محبتآمیز را در گوش او زمزمه کرد.
endearments can strengthen a relationship.
اظهارات محبتآمیز میتوانند رابطه را تقویت کنند.
he often uses endearments when talking to his children.
او اغلب هنگام صحبت با فرزندانش از کلمات محبتآمیز استفاده میکند.
they exchanged endearments during their romantic dinner.
آنها در طول شام عاشقانه خود، کلمات محبتآمیز رد و بدل کردند.
using endearments can make conversations more intimate.
استفاده از کلمات محبتآمیز میتواند مکالمات را صمیمیتر کند.
she called him by various endearments throughout the day.
او در طول روز او را با نامهای محبتآمیز مختلف صدا زد.
endearments are often used in poetry and songs.
کلمات محبتآمیز اغلب در شعر و آهنگ استفاده میشوند.
he felt cherished by her endearments.
او با کلمات محبتآمیز او مورد محبت و توجه قرار گرفت.
endearments can vary greatly between cultures.
کلمات محبتآمیز میتوانند در فرهنگهای مختلف بسیار متفاوت باشند.
she found comfort in his soft endearments.
او در کلمات محبتآمیز و آرامشبخش او آرامش یافت.
sweet endearments
عشق های شیرین
loving endearments
عشق های پر از محبت
gentle endearments
عشق های ملایم
playful endearments
عشق های بازیگوشانه
tender endearments
عشق های لطیف
cute endearments
عشق های بامزه
affectionate endearments
عشق های محبت آمیز
romantic endearments
عشق های رمانتیک
endearing endearments
عشق های دوست داشتنی
familiar endearments
عشق های آشنا
she whispered sweet endearments in his ear.
او با لحنی محبتآمیز و دلنشین، حرفهای محبتآمیز را در گوش او زمزمه کرد.
endearments can strengthen a relationship.
اظهارات محبتآمیز میتوانند رابطه را تقویت کنند.
he often uses endearments when talking to his children.
او اغلب هنگام صحبت با فرزندانش از کلمات محبتآمیز استفاده میکند.
they exchanged endearments during their romantic dinner.
آنها در طول شام عاشقانه خود، کلمات محبتآمیز رد و بدل کردند.
using endearments can make conversations more intimate.
استفاده از کلمات محبتآمیز میتواند مکالمات را صمیمیتر کند.
she called him by various endearments throughout the day.
او در طول روز او را با نامهای محبتآمیز مختلف صدا زد.
endearments are often used in poetry and songs.
کلمات محبتآمیز اغلب در شعر و آهنگ استفاده میشوند.
he felt cherished by her endearments.
او با کلمات محبتآمیز او مورد محبت و توجه قرار گرفت.
endearments can vary greatly between cultures.
کلمات محبتآمیز میتوانند در فرهنگهای مختلف بسیار متفاوت باشند.
she found comfort in his soft endearments.
او در کلمات محبتآمیز و آرامشبخش او آرامش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید