enfeoffed lord
ارباب فئودال
enfeoffed vassal
تاجدار فئودال
enfeoffed estate
املاک فئودال
enfeoffed knight
شوالیه فئودال
enfeoffed property
مالکیت فئودال
enfeoffed land
زمین فئودال
enfeoffed tenant
مستاجر فئودال
enfeoffed rights
حقوق فئودال
enfeoffed obligation
تعهد فئودال
enfeoffed baron
بارون فئودال
the lord enfeoffed his loyal vassals with land.
ارباب، اشراف وفادار خود را با زمین مپاداشت.
many knights were enfeoffed for their service in battle.
بسیاری از شوالیهها به خاطر خدماتشان در نبرد مپاداشته شدند.
he was enfeoffed by the king after proving his bravery.
او پس از اثبات شجاعت خود توسط پادشاه مپاداشته شد.
the feudal system relied on those who were enfeoffed.
سیستم فئودال به کسانی که مپاداشته شده بودند متکی بود.
she was enfeoffed with a vast estate in the countryside.
او با یک املاک بزرگ در حومه شهر مپاداشته شد.
after the conquest, many were enfeoffed to secure loyalty.
پس از فتح، بسیاری برای حفظ وفاداری مپاداشته شدند.
the practice of being enfeoffed was common in medieval times.
این عمل مپاداشته شدن در دوران قرون وسطی رایج بود.
he felt honored to be enfeoffed by the duke.
او مفتخر بود که توسط دوک مپاداشته شود.
those enfeoffed were expected to provide military service.
کسانی که مپاداشته شده بودند انتظار میرفت که خدمات نظامی ارائه دهند.
enfeoffed nobles had specific obligations to their lords.
اشراف مپاداشته شده تعهدات خاصی نسبت به اربابان خود داشتند.
enfeoffed lord
ارباب فئودال
enfeoffed vassal
تاجدار فئودال
enfeoffed estate
املاک فئودال
enfeoffed knight
شوالیه فئودال
enfeoffed property
مالکیت فئودال
enfeoffed land
زمین فئودال
enfeoffed tenant
مستاجر فئودال
enfeoffed rights
حقوق فئودال
enfeoffed obligation
تعهد فئودال
enfeoffed baron
بارون فئودال
the lord enfeoffed his loyal vassals with land.
ارباب، اشراف وفادار خود را با زمین مپاداشت.
many knights were enfeoffed for their service in battle.
بسیاری از شوالیهها به خاطر خدماتشان در نبرد مپاداشته شدند.
he was enfeoffed by the king after proving his bravery.
او پس از اثبات شجاعت خود توسط پادشاه مپاداشته شد.
the feudal system relied on those who were enfeoffed.
سیستم فئودال به کسانی که مپاداشته شده بودند متکی بود.
she was enfeoffed with a vast estate in the countryside.
او با یک املاک بزرگ در حومه شهر مپاداشته شد.
after the conquest, many were enfeoffed to secure loyalty.
پس از فتح، بسیاری برای حفظ وفاداری مپاداشته شدند.
the practice of being enfeoffed was common in medieval times.
این عمل مپاداشته شدن در دوران قرون وسطی رایج بود.
he felt honored to be enfeoffed by the duke.
او مفتخر بود که توسط دوک مپاداشته شود.
those enfeoffed were expected to provide military service.
کسانی که مپاداشته شده بودند انتظار میرفت که خدمات نظامی ارائه دهند.
enfeoffed nobles had specific obligations to their lords.
اشراف مپاداشته شده تعهدات خاصی نسبت به اربابان خود داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید