estar enfermo
بیمار بودن
me enfermo
من بیمار میشوم
está muy enfermo
او بسیار بیمار است
enfermo de gravedad
بیماری جدی
enfermo del estómago
بیماری معده
se pone enfermo
او بیمار میشود
está enfermo
او بیمار است
enfermos terminales
بیماران مبتلا به بیماریهای مرحلهای
quedó enfermo
او بیمار شد
enfermo crónico
بیماری مزمن
i am feeling sick today.
امروز احساس بیماری میکنم.
she has been ill for a week.
او یک هفته بیمار بوده است.
the child is running a fever.
کودک دم دراز میکشد.
he looks very pale and unwell.
او بسیار خاکستری و ناراحت به نظر میرسد.
my stomach hurts badly.
بیماری شدیدی در شکم دارم.
they caught a cold during the trip.
آنها در طول سفر سرماخیز شدند.
the doctor said i need rest.
دکتر گفت که من نیاز به استراحت دارم.
she is suffering from a headache.
او از میگرنه رنج میبرد.
i have a sore throat and cough.
من گلو درد دارم و علائم خارش دارم.
he is bedridden due to severe illness.
او به دلیل بیماری شدید در تخت خواب است.
the patient is in critical condition.
بیمار در حالت بحرانی است.
she recovered from her illness quickly.
او به سرعت از بیماری بهبود یافت.
estar enfermo
بیمار بودن
me enfermo
من بیمار میشوم
está muy enfermo
او بسیار بیمار است
enfermo de gravedad
بیماری جدی
enfermo del estómago
بیماری معده
se pone enfermo
او بیمار میشود
está enfermo
او بیمار است
enfermos terminales
بیماران مبتلا به بیماریهای مرحلهای
quedó enfermo
او بیمار شد
enfermo crónico
بیماری مزمن
i am feeling sick today.
امروز احساس بیماری میکنم.
she has been ill for a week.
او یک هفته بیمار بوده است.
the child is running a fever.
کودک دم دراز میکشد.
he looks very pale and unwell.
او بسیار خاکستری و ناراحت به نظر میرسد.
my stomach hurts badly.
بیماری شدیدی در شکم دارم.
they caught a cold during the trip.
آنها در طول سفر سرماخیز شدند.
the doctor said i need rest.
دکتر گفت که من نیاز به استراحت دارم.
she is suffering from a headache.
او از میگرنه رنج میبرد.
i have a sore throat and cough.
من گلو درد دارم و علائم خارش دارم.
he is bedridden due to severe illness.
او به دلیل بیماری شدید در تخت خواب است.
the patient is in critical condition.
بیمار در حالت بحرانی است.
she recovered from her illness quickly.
او به سرعت از بیماری بهبود یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید