audience engagers
مخاطبان فعال
key engagers
مشارکتکنندگان کلیدی
top engagers
مشارکتکنندگان برتر
community engagers
مشارکتکنندگان جامعه
engagers sought
مشارکتکنندگان مورد نظر
be engagers
به مشارکتکنندگان
active engagers
مشارکتکنندگان فعال
brand engagers
مشارکتکنندگان برند
potential engagers
مشارکتکنندگان بالقوه
the event organizers sought engaging speakers to attract a larger audience.
سازندگان رویداد به دنبال سخنرانان جذاب برای جذب مخاطبان بیشتر بودند.
social media platforms use algorithms to identify and promote engaging content.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی از الگوریتمها برای شناسایی و ترویج محتوای جذاب استفاده میکنند.
a strong opening is crucial for engaging the reader from the very beginning.
یک شروع قوی برای جذب خواننده از همان ابتدا بسیار مهم است.
the presenter used interactive polls to actively engage the audience.
ارائه دهنده از نظرسنجی های تعاملی برای تعامل فعال با مخاطبان استفاده کرد.
we need creative strategies to engage potential customers and build brand loyalty.
ما به استراتژیهای خلاقانه برای جذب مشتریان بالقوه و ایجاد وفاداری به برند نیاز داریم.
the museum exhibit featured interactive displays designed to engage children.
نمایشگاه موزه دارای نمایشگاههای تعاملی بود که برای جذب کودکان طراحی شده بود.
the company's goal is to create engaging experiences for its users.
هدف شرکت ایجاد تجربیات جذاب برای کاربران آن است.
the professor's engaging lecture kept the students interested throughout the hour.
سخنرانی جذاب استاد، دانشجویان را در طول ساعت سرگرم نگه داشت.
the game's engaging storyline and challenging gameplay kept players hooked.
داستان جذاب و گیمپلی چالشبرانگیز بازی، بازیکنان را مجذوب خود کرد.
the marketing team developed engaging visuals to promote the new product.
تیم بازاریابی تصاویر بصری جذاب برای تبلیغ محصول جدید ایجاد کرد.
the author's engaging writing style made the novel a bestseller.
سبک نوشتاری جذاب نویسنده باعث شد رمان به یک پرفروش تبدیل شود.
audience engagers
مخاطبان فعال
key engagers
مشارکتکنندگان کلیدی
top engagers
مشارکتکنندگان برتر
community engagers
مشارکتکنندگان جامعه
engagers sought
مشارکتکنندگان مورد نظر
be engagers
به مشارکتکنندگان
active engagers
مشارکتکنندگان فعال
brand engagers
مشارکتکنندگان برند
potential engagers
مشارکتکنندگان بالقوه
the event organizers sought engaging speakers to attract a larger audience.
سازندگان رویداد به دنبال سخنرانان جذاب برای جذب مخاطبان بیشتر بودند.
social media platforms use algorithms to identify and promote engaging content.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی از الگوریتمها برای شناسایی و ترویج محتوای جذاب استفاده میکنند.
a strong opening is crucial for engaging the reader from the very beginning.
یک شروع قوی برای جذب خواننده از همان ابتدا بسیار مهم است.
the presenter used interactive polls to actively engage the audience.
ارائه دهنده از نظرسنجی های تعاملی برای تعامل فعال با مخاطبان استفاده کرد.
we need creative strategies to engage potential customers and build brand loyalty.
ما به استراتژیهای خلاقانه برای جذب مشتریان بالقوه و ایجاد وفاداری به برند نیاز داریم.
the museum exhibit featured interactive displays designed to engage children.
نمایشگاه موزه دارای نمایشگاههای تعاملی بود که برای جذب کودکان طراحی شده بود.
the company's goal is to create engaging experiences for its users.
هدف شرکت ایجاد تجربیات جذاب برای کاربران آن است.
the professor's engaging lecture kept the students interested throughout the hour.
سخنرانی جذاب استاد، دانشجویان را در طول ساعت سرگرم نگه داشت.
the game's engaging storyline and challenging gameplay kept players hooked.
داستان جذاب و گیمپلی چالشبرانگیز بازی، بازیکنان را مجذوب خود کرد.
the marketing team developed engaging visuals to promote the new product.
تیم بازاریابی تصاویر بصری جذاب برای تبلیغ محصول جدید ایجاد کرد.
the author's engaging writing style made the novel a bestseller.
سبک نوشتاری جذاب نویسنده باعث شد رمان به یک پرفروش تبدیل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید