ennoblement

[ایالات متحده]/ɪˈnəʊbəlmənt/
[بریتانیا]/ɪˈnoʊbəlmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نجیب کردن کسی یا ارتقاء وضعیت او

عبارات و ترکیب‌ها

noble ennoblement

نجابت، ارتقا

spiritual ennoblement

ارتقای معنوی

social ennoblement

ارتقای اجتماعی

cultural ennoblement

ارتقای فرهنگی

personal ennoblement

ارتقای شخصی

moral ennoblement

ارتقای اخلاقی

intellectual ennoblement

ارتقای فکری

artistic ennoblement

ارتقای هنری

political ennoblement

ارتقای سیاسی

economic ennoblement

ارتقای اقتصادی

جملات نمونه

his ennoblement was celebrated by the entire community.

گسترش مقام و مرتبت او توسط کل جامعه جشن گرفته شد.

she believed in the ennoblement of the human spirit through education.

او معتقد بود که آموزش می‌تواند روح انسان را تعالی بخشد.

the ennoblement of the knight was a grand ceremony.

ارتقای شرفی شوالیه یک مراسم باشکوه بود.

ennoblement often comes with new responsibilities.

ارتقای مقام اغلب با مسئولیت‌های جدید همراه است.

he spoke about the ennoblement of art in society.

او در مورد ارتقای هنر در جامعه صحبت کرد.

the story focused on the ennoblement of the protagonist.

داستان بر ارتقای شخصیت اصلی تمرکز داشت.

ennoblement can change a person's social standing.

ارتقای مقام می‌تواند جایگاه اجتماعی یک فرد را تغییر دهد.

they discussed the ennoblement of virtues in their meeting.

آنها در مورد ارتقای فضایل در جلسه خود بحث کردند.

his ennoblement was unexpected but welcomed.

ارتقای مقام او غیرمنتظره بود اما مورد استقبال قرار گرفت.

ennoblement is often seen as a reward for service.

ارتقای مقام اغلب به عنوان پاداشی برای خدمت دیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید