enplane

[ایالات متحده]/ɪnˈpleɪn/
[بریتانیا]/ɪnˈpleɪn/

ترجمه

vi. سوار شدن بر روی یک هواپیما
vt. بارگیری کردن بر روی یک هواپیما
Word Forms
زمان گذشتهenplaned
قسمت سوم فعلenplaned
شکل سوم شخص مفردenplanes
جمعenplanes
صفت یا فعل حال استمراریenplaning

عبارات و ترکیب‌ها

enplane passengers

بار مسافران

enplane cargo

بار محموله

enplane luggage

بار چمدانی

enplane staff

پرسنل

enplane crew

خدمه

enplane quickly

به سرعت سوار شدن

enplane safely

به طور ایمن سوار شدن

enplane efficiently

به طور کارآمد سوار شدن

enplane procedures

روش های سوار شدن

enplane times

اوقات سوار شدن

جملات نمونه

we will enplane the passengers at gate 5.

ما مسافران را از دروازه 5 سوار خواهیم کرد.

the crew is ready to enplane the luggage.

خدمه آماده است تا بار را سوار کند.

they will enplane shortly after the announcement.

آنها مدتی کوتاه پس از اعلام سوار خواهند شد.

passengers are asked to enplane in an orderly fashion.

از مسافران خواسته می شود به صورت منظم سوار شوند.

please enplane your boarding pass at the entrance.

لطفاً کارت سوار شدن خود را در ورودی سوار کنید.

it is time to enplane for our flight to new york.

وقت آن رسیده است که برای پرواز ما به نیویورک سوار شویم.

the airline will enplane additional passengers if there is space.

در صورت وجود فضا، خط هوایی مسافران بیشتری را سوار خواهد کرد.

they will enplane the children first for safety reasons.

آنها ابتدا کودکان را به دلایل ایمنی سوار خواهند کرد.

make sure to enplane your bags before boarding.

مطمئن شوید که قبل از سوار شدن چمدان های خود را سوار کنید.

once we enplane, the flight attendants will give safety instructions.

بلافاصله پس از سوار شدن، مهمانداران دستورالعمل های ایمنی را ارائه می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید