entailment

[ایالات متحده]/ɪnˈteɪlmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈteɪlmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(logic) نتیجه منطقی یک گزاره نسبت به گزاره دیگر؛ یک نتیجه ضروری؛ (قانون) محدودیت ارث به یک خط نسبی از نوادگان؛ ارثیه املاک و مستغلات
Word Forms

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید