entourages

[ایالات متحده]/ɪnˈtʊərɑːʒɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈtʊrɑːʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه‌هایی از همراهان یا پیروان

عبارات و ترکیب‌ها

vip entourages

همراهان ویژه

celebrity entourages

همراهان مشاهیر

political entourages

همراهان سیاسی

royal entourages

همراهان سلطنتی

large entourages

همراهان بزرگ

exclusive entourages

همراهان انحصاری

support entourages

همراهان پشتیبانی

personal entourages

همراهان شخصی

travel entourages

همراهان سفر

business entourages

همراهان تجاری

جملات نمونه

her entourages often include famous actors.

گروه‌های همراه او اغلب شامل بازیگران مشهور هستند.

the celebrity arrived with a large entourage.

سلبریتی با یک گروه همراه بزرگ رسید.

entourages can sometimes be overwhelming.

گروه‌های همراه گاهی اوقات می‌توانند طاقت‌فرسا باشند.

his entourage was well-prepared for the event.

گروه همراه او برای این رویداد به خوبی آماده شده بود.

she prefers to travel with a small entourage.

او ترجیح می‌دهد با یک گروه همراه کوچک سفر کند.

the entourage helped him manage his schedule.

گروه همراه به او کمک کرد تا برنامه خود را مدیریت کند.

entourages often attract media attention.

گروه‌های همراه اغلب توجه رسانه‌ها را به خود جلب می‌کنند.

he was flanked by his entourage during the ceremony.

او در طول مراسم توسط گروه همراهش احاطه شده بود.

her entourage provided support throughout the tour.

گروه همراه او در طول تور از حمایت برخوردار بود.

the entourage consisted of close friends and advisors.

گروه همراه از دوستان و مشاوران نزدیک تشکیل شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید